آغاز سال تحصیلی و آرزوی تحصیل به زبان مادری

23 09 2010

آغاز سال تحصیلی و آرزوی تحصیل به زبان مادری
تحصيل به زبان مادري ، آرزويي كه اين سال هم كودكان اقوام ساكن در ايران به آن دست نيافتند!
بخشی از کودکان ساكن در سرزمين ايران که در خانه ، به زبان های غیرفارسی صحبت می کنند ، سال تحصیلی امسال را نیز با آرزوی برآورده نشده ” آموزش به زبان مادری ” خود آغاز خواهند کرد. این در حالی است که اصل ۱۵ قانون اساسی ناظر بر مجاز بودن این امر است.
عدم تدریس زبان قومی در مدارس ایران ، آشنایی کودکان را با شکل نوشتاری و ادبی زبان مادری خود دشوار کرده است. فرهنگ و زبان قومی کشور ايران در زیر مجموعه “خرده فرهنگ” ، “زبان های محلی ، بومی” و “گویش” تعریف می شوند!

به نظر دکتر صدیقه عدالتی محقق وجامعه شناس ایرانی مقیم آلمان ، این تعریف نادرست و غیرعلمی است. وی اشاره می کند که دولت هاي ايران در قبال این فرهنگ ها و زبان ها تا به حال سیاست عادلانه ای را اتخاذ نکرده اند. به نظر دکتر امیلیا نرسسیانس محقق و مدیر سابق گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ؛ عدم تدریس به زبان مادری سبب شده است که افت تحصیلی در مدارس محل زندگی اقوام ایران افزایش یابد. بخش فارسی دویچه وله آلمان ، به مناسبت آغاز سال تحصیلی در ایران و مشکلات کودکانی که در ایران آرزوی تحصیل به زبان مادری خود را دارند، با صدیقه عدالتی و دکتر املیا نرسسیانس به گفتوگو گذاشته است.

● مشکلات کودکان برای آموختن زبان مادری

در اول ماه مهر، آغاز سال نو تحصیلی در ایران بار دیگر نظر دولت ، جامعه و مردم به موضوعاتی چون ، “افت تحصیلی در مناطق سکونت اقوام ساكن در ايران ” ، “عدم تدریس زبان مادری” ، “فشارهای روحی و روانی کودکان” و بالاخره “اجرا نشدن اصل ۱۵ قانون اساسی” که تحصیل به زبان مادری را درمدارس کشور قانونیت بخشیده، جلب می شود.

● افت تحصیلی در مناطق ملی و قومی ايران

کارشناسان وزرات علوم و آموزش و پرورش تایید می کنند که افت تحصیلی و درصد بی سوادی در مناطق زندگی قومیت ها ، بیشتراز نقاطی است که کودکان به زبان فارسی صحبت می کنند. امیلیا نرسسیانس کارشناس امور کودکان دو زبانه معتقد است که ایران کشوری است چند فرهنگی و چند زبانی ، ولی تکثر فرهنگ ها و زبان ها به دلیل تحمیل ” تکزبانی ” ، مشکلات عدیده ای را در راه تعلیم و تربیت کودکان غیر فارس زبان بوجود آورده است. این کودکان که در محیط خانواده به زبان های مادری خود سخن گفته اند در مدارس مجبورند به زبان دیگری تعلیم و تربیت ببینند. دکتر نرسسیانس اضافه می کند: به ویژه دانش آموزان ابتدائی که نخستین بار به سر کلاسها آمده اند، دچار “شوک زبانی” می شوند. به طوریکه آموزش و پروش برای مناطق زندگی قومی کشور کارشناسانی را تربیت کرده است که بتوانند “شوک زدائی” کنند.

● تدابیر دولت برای مقابله با افت تحصیلی

امیلیا نرسسیانس در خصوص تدابیر دولت برای مقابله با افت تحصیلی در مناطق قومی کشور چنین توضیح می دهد: « تحقیقاتی که از سوی دانشگاه، وزارت علوم و وزارت آموزش و پرورش انجام شده ، نشان می دهد که در اکثر استان های دوزبانه ، افت تحصیلی وجود دارد. پس دولت نسبت به این مسئله بی تفاوت نیست. ولی چه کارهائی را انجام دادند؟

یکی از کارها این است که بچه های دو زبانه زودتر وارد مدرسه می شوند. مثلا آنها سه ماه قبل وارد مدرسه می شوند و طی این سه ماه با محیط زبان فارسی آشنائی پیدا می کنند. راه دیگر هم که در حال حاضر من هم در برنامه ریزی آن شرکت می کنم، برنامه ریزی تربیت استادان و معلمانی است که بتوانند در محیط های دو زبانه کار کنند. این یک دوره فوق لیسانس کارشناسی ارشد است که آموزش و پرورش متولی آن است. یعنی استاد باید به مشکلات دانش آموزان دو زبانه آگاه باشد. یک رابطه دوجانبه باید ایجاد بشود یعنی خودش هم با زبان دیگری آشنا گردد تا بتواند سرویس بهتری را ارائه دهد».

خانم امیلیا نرسسیانس در ادامه به کمی بودجه آموزش و پرورش اشاره می کند که در نتیجه آن برای رشد و اعتلای زبانهای دیگر رایج در کشور سرمایه گذاری نمی شود.

● مشکلات روحی و روانی کودکان

یکی از دلایل افت تحصیلی در مدارس مناطق زندگی قومی ايران را، کارشناسان مشکلات روحی و روانی دانش آموزان دانسته اند. در این زمینه صدیقه عدالتی جامعه شناس توضیح می دهد که در استانهائی که تعلیم و تربیت به زبان مادری شان نیست، افت تحصیلی ، درصد بی سوادی و تعداد مردودین بالاست: « مسئله مهمی که دولت ، آموزش و پرورش و کارشناسان تعلیم و تربیت به آن توجه نمی کنند، این است که کودکان از لحاظ روحی و روانی تحت تاثیر قرار می گیرند و در مرحله نخست اعتماد به نفس خود را ازدست می دهند. چون وقتی به مدرسه می روند و می بینند که تحصیل به زبانی است که با آن آشنائی ندارند، این را نقص خودشان می بینند و اعتماد به نفس خود را ازدست می دهند.”

▪ راه حل: تغییر سیاست نظام در قبال تکثر زبانی

برخی از زبانشاسان و جامعه شناسان قومی به دولت اعتراض می کنند که تا به حال در دانشگاه های کشور بخش زبان های قومی و ملی را دائر نکرده است. این صاحب نظران، دولت هاي ایران را متهم می کنند که سیاست نابودی زبان و فرهنگ قومی آنها را دنبال کرده است. آنها سالهاست با جمع آوری طومار و برگزاری مراسم مختلف می کوشند، نظر جامعه و دولتمردان را به تدریس زبان مادری در حوزه های زندگی اقلیت های قومی کشور جلب کنند. این گروه ، همچنین بر این باور هستند که سیاست دولت برای کاستن مشکلات کودکانی که به زبان های دیگری مثل کردی، بلوچی، ترکمنی و ترکی آذری و غیره صحبت می کنند ، چاره ساز نبوده است. صدیقه عدالتی جامعه شناس ایرانی با تائید این نگرش پیشنهاد می کند که بایستی سیاست کلی نظام نسبت به فرهنگ ها و زبان های مختلف رایج در کشور تغییر یابد:

« نخستین اقدامی که دولت باید بکند اجرای ماده ۱۵ قانون اساسی است. نه تنها دولت خودش بطور سیستماتیک و رسمی اقدامی در این خصوص نمی کند ، اگر از طرف خود مردم و از اندیشمندان “غیرفارس” هم اقدام شده ، سعی کرده است اینها را از بین ببرد. این نشان می دهد که دولت مسئله زبان را یک مسئله سیاسی و امنیتی می بیند و تا زمانی که این بینش را دارد ، ماده ۱۵ قانون اساسی هیچ وقت اجرا نخواهد شد».

● کمی بودجه برای زبان های مادری

اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که بویژه در سالهای اخیر نظر دولت و مردم نسبت به زبانها و فرهنگ های قومی و ملی تغییر یافته است. امیلیا نرسیانس محقق دانشگاه تهران ضمن تایید این مسئله ، به کمی بودجه آموزش و پرورش اشاره می کند:

« من فکر می کنم که آموزش و پرورش ما به خاطر بودجه کمی که دارد ، مجبور می شود روی زبان فارسی سرمایه گذاری کند. ولی برای زبان های دیگر نیز تمهیداتی اندیشیده شده است. مثلا برای زبان ارمنی در سطح دانشگاه رشته زبان و ادبیات ارمنی وجود دارد. در مورد کردها هم که ما شنیدیم تشکیل شده. به عبارت دیگر، ممکن است این برنامه ها جهانشمول نباشد ، اما به هر حال خوشبختانه در این سالها گوشه چشمی به مسئله “دو زبانه ها” انداخته می شود و آموزش و پرورش و وزارت علوم هم سعی می کنند که در این زمینه ایفای نقش کنند. ولی در مورد زبان تركهي آذربايجان ، ترکمن ها، بلوچ ها یا اقلیت های زبانی، فرهنگی و قومی دیگر، هنوز اقدامی نشده است ».

دکتر صدیقه عدالتی جامعه شناس نظر دیگری دارد. وی به تبعیض نهادهای دولتی اشاره می کند و مثل می آورد که وزارت آموزش و پرورش ایران ، برای کشور تاجیکستان که فارسی زبان است صدها هزار جلد کتاب درسی رایگان منتشر کرده ، ولی تا به حال کمترین هزینه را برای رشد و اعتلای زبان اقلیت های قومی کشور صرف نکرده است: « کمی بودجه بهانه است. چون هروقت صحبت از ترویج زبان فارسی در داخل و خارج از کشور بوده ، دولت بودجه کاملی تامین کرده است. دولت باید همان رفتاری را که با زبان فارسی در پیش گرفته با زبان های دیگر هم داشته باشد که این حداقل فرضیه تبعیض بین زبان ها را از بین می برد.”

● زمینه اجرائی تحصیل به زبان مادری

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، حق تدریس به زبان مادری اقوام ساکن ايران به رسمیت شناخته شده است. در اصل ۱۵ قانون اساسی می خوانیم: «استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است ». بنابراین ، دولت ایران حق آموزش زبان مادری را به رسمیت شناخته ، اما هنوز آن را به مرحله اجرا در نیاورده است.

حال با توجه به زمینه قانونی تحصیل به زبان مادری ، چگونه این اصل باید اجرا شود؟

امیلیا نرسسیانس، محقق سابق دانشگاه تهران به اقدامات دولت در این باره اشاره می کند: « ما یک قانون داریم که منع نمی کند. یک موضوعی هم داریم که به نوع تحقیقات و نگرش دو سازمان تعلیم و تربیتی کشورمربوط می شود. آنها هم نگرش مثبتی را نسبت به این موضوع شروع کرده اند. یعنی جای امیدواری هست که کشور متوجه این باشد که زبان های متفاوت در واقع گنجینه های مهمی هستند. اگر دولت بتواند یک ادیب کرد ، ترک ، بلوچ ، عرب و یا هر کس زبان دیگری را تربیت کند ، در واقع به گنجینه معنوی و ادبی خود اضافه کرده است. من فکر می کنم زمینه اجرائی آن شروع شده است. ما کنفرانس هایی با موضوع دوزبانگی داریم. مقاله ها، رساله ها و پایاننامه هائی با موضوع دو زبانگی نوشته و در مجلات زبانشناسی و تعلیم و تربیت انتشار می یابد ».

دکتر امیلیا نرسسیانس در ادامه صحبت هایش به این مسئله اشاره می کند که در جامعه ایران نگرش به زبان های قومی در حال تغییر است و تحصیل به زبان مادری ، برای بسیاری از کودکان ساكن در ايران ، در آینده میسر خواهد شد. ولی دکتر صدیقه عدالتی جامعه شناس نسبت به این مئسله خوشبین نیست:

« با گذشت حدود ۳۰ سال از تاسیس جمهوری اسلامی ایران ، هنوز هیچگونه اقدامی در این باره انجام نگرفته است. تا زمانی که زبان قومی غیرفارس را خطری برای خودشان می بینند و تا زمانی که مسئله را یک مسئله سیاسی و امنیتی قلمداد می کنند و فکر می کنند که یادگرفتن این زبان ها خطری است برای امنیت ايران، در این مسئله نمی توان خوشبین بود».

● صحبت به چند زبان امری بدیهی

هم صدیقه عدالتی و هم امیلیا نرسسیانس تاکید می کنند که در دنیای کنونی صحبت کردن به دو یا چند زبان ، امری بدیهی است. امیلیا نرسسیانس آرزوی خود را چنین بیان می کند: « من به انسانهائی که در ارومیه ( آذربايجان ) بدنیا آمده ا ند و بنا به شرائط جغرافیائی قادرند یک زبان دیگری نیز یاد بگیرند، غبطه می خورم و آرزو می کنم جزو آنها بودم.” نرسسیانس اشاره می کند که امروزه صحبت به چند زبان جزو امتیازات و آرزوی انسانها شده است.

حال پس از سپری شدن حدود ۳ دهه از انقلاب سال 57 ایران ، كه يكي از اهداف آن رسيدن همه اقوام ساكن در ان كشور به حقوق برابر و مدني خود و رهايي از سياست هاي نژادي و شوونيستي سلسله شاهنشاهي بود ، هنوز تدریس به زبان مادری برای بسیاری از کودکان اقوام ساكن در ايران یک آرزوی دست نیافتنی شده و این خواست بخش زيادي از جامعه ایران ، تابه حال جامه عمل نپوشیده است.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: