تحلیل آماری مسایل اجتماعی بلوچستان

10 08 2012

تحلیل آماری مسایل اجتماعی بلوچستان
پژوهنده؛ ابراهیم حسین بر – 7 آگوست 2012
بحث بلوچستان که مطرح می شود، انبوهی از نظریات و دیدگاه های ضد و نقیض حول محورهای اجتماعی و سیاسی پراکنده می شود، برخی از معضلات و مشکلات پایان نایافته و حل نشده برای مردمانی که در بلوچستان زندگی می کنند، شکل نامناسب و آزار دهنده ای پیدا کرده و ازین جهت در محافل رسانه ای و اجتماعی استان و همچنین احزاب اپوزیسیون خارج از کشور راه یافته و تا حدودی میتوان گفت برحسب اغراق یا واقعیت در سطح نسبتا گسترده ای ابعاد فرامنطقه ای پیدا کرده است.

بلوچستان جامعه ای است رو به توسعه که در طی چند دهۀ اخیر، در بسیاری از معیارهای مترقی جهانی و شاخص های توسعۀ کشور رشد قابل ملاحظه ای داشته است. با این حال مشکلات اقتصادی و وضعیت ناملاطف اجتماعی که مردم بلوچ روزانه با آن در حال نزاع هستند، نه از نظرها پنهان شده و نه توسط مردم یا حکومت انکار شده است. البته منصفانه تر اینست که معضلات جاری مردم بلوچ، هر چند از عوامل و دلایل متعدد بیرونی و درون اجتماعی ناشی می شود، اما نمی توان حالت ایستا و انباشتگی را به آن نسبت داد، چراکه در اثر تعامل همیشگی مردم- دولت، همواره در جهت رفع آن تلاش شده و دغدغه وجود داشته است.

حول مسایل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بلوچستان، پرسش های بسیاری مطرح شده و می شود، اینکه دیدگاه، بینش و نگرش کلی مردم بلوچ چیست؟

وضعیت اقتصادی مردم بلوچ چگونه است؟

تحرکات اجتماعی در بلوچستان بر چه مبنایی قرار دارد؟

بازتاب اخبار و تفاسیر از زندگی و وقایع موجود در جامعۀ بلوچ در رسانه های دولت و مخالفین (اپوزیسیون) تا چه حد واقعیت دارد؟

بینش سیاسی مردم بلوچ نسبت به دولت و حکومت چگونه است؟

هنجارها و ناهنجار های اجتماعی تا چه حد واقعیت دارد؟

رشد وضعیت آموزش چگونه است و اگر رشد منفی داشته دلایل آن چیست؟

بعد خانوار و رشد جمعیت در چه سطحی قرار دارد و چه تاثیری بر کیفیت زندگی مردم داشته است؟

آیا در میان جامعۀ بلوچ تمایلی به بهبود وضعیت فعلی وجود دارد یا خیر؟

آیا موانعی بر سر بهبود وضعیت اقتصادی- اجتماعی مردم وجود دارند؟ این موانع چه هستند؟

و نهایتا چشم انداز قابل انتظار از بلوچستان آینده چگونه است؟

با طرح چنین پرسش هایی، لابد اذهان عمومی بدنبال پاسخ و شفافیت است، در راستای این موضوع بر آن شدیم تا با نگاه واقع گرایانه، آمارهای رسمی، مستقل از دولت و قابل اتکای مربوط به بلوچستان را مورد کاوش قرار دهیم.

نکتۀ دیگر اینکه هرچند یافته های مورد بحث شکل اجتماعی دارد و بعد اجتماعی زندگی مردم را مورد بررسی قرار داده است، اما نمی توان گفت دیدگاه های سیاسی تاثیری در نتایج پژوهش نداشته، بنابراین میتوان برخی مفاهیم سیاسی را در آمارهای منتج دخیل دانست.

ذکر این نکته ضروریست که تحقیقات مذکور، اخیرا و توسط یک فعال کرد که هم اکنون در خارج از کشور بسر میبرد، بطور مستقل انجام شده و حاصل یافته های این پژوهش مختصرا بیان گردیده است، در این تحقیق میدانی که سعی شده تمامی گروه های جمعیتی و اقشار جامعۀ سیستان و بلوچستان شامل شده و نتیجه گیری و استنتاج از موضوع بصورت مقایسۀ آمارهای مربوط به اتباع بلوچ و غیربلوچ استان بیان شده است.

سوال اساسی که در این پژوهش مطرح شده، اینست که مشکلات مردم بلوچ از کجا ناشی می شود؟

پاسخ با مقایسۀ وضعیت بلوچ و غیربلوچ ساکن استان است

تحصیلات و آموزش

آموزش، امروزه بعنوان مهمترین عامل توسعه و اعتلای فرهنگ و دانش بشری شناخته می شود. نهادهای آموزشی بواسطۀ انتقال مفاهیم علمی، تجربی و ارزشی، مسئولیت پرورش دانش آموزان در جهت تحقق جامعه ای سالم و توسعه یافته در تمام ابعاد را برعهده دارند. در چنین جامعه ای تحصیل برای رسیدن به یک مرتبۀ عالی برای تولید علم و پرورش مهندسی فکر، برای عموم افراد جامعه لازم و شایسته است. سیستان و بلوچستان بعنوان استانی که همواره پسوند محرومیت را با خود داشته است، اینچنین نیاز مهم و مبرمی را بشدت احساس می کند، که همانا با تشکیل بسترهای فرهنگی و توسعه محور، از جامعۀ پوسیده، خرافی و آلودۀ کنونی رهایی یابد و با فرزندانی دانشمند و دانش پیشه جهان بینی جدیدی را تجربه نماید.

مردم بلوچ همواره این سوال را در ذهن داشته اند که چرا افراد و خانواده های غیر بلوچ از موقعیت شغلی بهتر، نفوذ بیشتر در جامعه و لابد وضعیت مالی مناسب تری برخوردار هستند، احزاب و گروه های خارج از کشور دائماً این پتک را بر سر حکومت کوبیده اند که به لحاظ استخدام و ارتقای شغلی، تبعیض آشکار را در قبال مردم بلوچ اعمال می نماید، متاسفانه این ادعای ناپخته بدون آن مطرح می شود که به ریشۀ اینگونه معضلات رجوع کنیم.

جای دارد ما مردم بلوچ خود بحال خود تاسف بخوریم، چراکه آمارهای متقن و موثق حاکی از آن است که این تبعیض نه از سوی حکومت، بلکه خود ما بر جامعه و مردم خود روا داشته ایم، مردم بلوچ خود این ستم را برقرار ساخته و صراحتاً باید گفت گروه های مذهبی و افراطی با وهمیات نابخردانۀ خود این ستم و تبعیض را تشدید نموده اند.

 

هرچند وضعیت و کیفیت آموزش در سیستان و بلوچستان آنگونه نیست که جای تشکر و تقدیر باقی باشد، اما بهرصورت اگر اصرار و استمرار خدمات آموزشی دولت برای بهبود و گسترش سواد آموزی و تحصیلات در استان نبود، قابل پیش بینی نیز نبود که این وضعیت نابسامان بی سوادی و جهل مرکب به کجا ختم شود.

امیدوارم تفاوت آمارها جامعۀ بلوچ را بر آن دارد تا با عزمی جدی، شکاف موجود را از میان بردارند.

منطبق بر پژوهش های صورت گرفته، در استان سیستان و بلوچستان، بيشترين و مهمترين تفاوت ميان دو گروه بلوچ و غیر بلوچ، در حوزه تحصيلات و سواد است، در تحقیق انجام شده، پاسخگويان بلوچ به طور متوسط 6/5 سال تحصيل كرده‌اند، در حالي كه غيربلوچ‌ها حدود 7/8 سال تحصيل داشته‌اند. در شرايطی كه 9/33 درصد بلوچ‌ها بی ‌سواد و 8/32 درصد تحصيلات ابتدايی داشته‌اند، غيربلوچ‌ها فقط 7/15 درصد بی ‌سواد و 8/16 درصد دارای تحصيلات ابتدايی بوده‌اند. اين نسبت‌ها برای تحصيلات عالي (فوق ديپلم و بيشتر) به ترتيب 3/2 درصد (بلوچ) در برابر 9/11 درصد (غیر بلوچ) بوده است كه حكايت از شكاف زياد ميان دو گروه از حيث تحصيلات ميی نمايد. در واقع شايد بتوان گفت يكی از علل تفاوت‌های فرهنگی ميان دو گروه، تفاوت در سطح تحصيلات آنهاست.

اين تفاوت برای تحصيلات پدر و مادر پاسخگويان نيز وجود دارد، اگر چه به شدت تفاوت سطح تحصيلات پاسخگويان نيست. بنابراين می‌ توان گفت شكاف مذكور به مرور زمان افزایش یافته است.

 

بعد خانوار

بعد خانوار كه نشان دهندۀ ميزان زاد و ولد و رشد جمعيت است، نزد دو گروه تفاوت معني‌داری دارد. در حالی كه بعد خانوار نزد بلوچ‌ها حدود 7/5 است در غيربلوچ‌ها 5/4 می باشد كه حكايت از تفاوتی آشكار می ‌نمايد. رشد سطح خانوار در خانواده های بلوچ به تبع خود بر مشکلات و محدودیت های اقتصادی خواهد افزود و در ادامه به معضلات و نابسامانی های اجتماعی دامن خواهد زد، ترک تحصیل فرزندان بعلت ناتوانی در تامین نیازهای اقتصادی خانواده ها و در نتیجه کودکانی را به بار خواهد آورد که علاوه بر محرومیت از سواد و تحصیلات دست به هر گونه کاری اعم از قاچاق و کارگری و زباله جمع کنی، بدون لحاظ پذیرش اجتماعی و قانونی اینگونه کارها خواهند زد. امیدوارم با نگارش این نوشتار، منتقدین و مخالفین داخل و خارج از کشور به این واقعیت رسیده باشیم که پدیده ای بنام «کودکان کار» و «طفلکان آواره و پرسه زن در کوچه و خیابان» نه یک تبعیض سیستماتیک از سوی حکومت، بلکه نتیجۀ تراکم و انفجار جمعیتی است که در خانواده های استان وجود دارد و آنهم تحت تاثیر موعظات ملایان محترم، برای گسترش و افزایش نسل! بدون آنکه اندکی ازین دغدغۀ اشتباه و زیانبار را به تامین نیازهای مادی و معنوی و آموزش و تربیت فرزندان اختصاص دهند.
دیدگاه های خود را با نویسنده در میان بگذارید

hosseinbor@live.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بررسی تبعیض میان قوم بلوچ و سیستانی

نوهان
قوم بلوچ و سیستانی که از قدیمی ترین اقوام ایرانی بوده، در جنوب شرقی ایران ،در استان سیستان و بلوچستان ساکن می باشند این دو قوم در طول سالیان دراز تاریخ ایران در کنار یکدیگر زندگی کرده اند و شواهد نشان دهنده این امر است که این دو قوم معمولاً با هم یک رابطه مسالمت آمیز داشته اند. اما در سالهای اخیر رابطه دوستانه بین این دو قوم، به یک رابطه خصمانه تبدیل شده است. پس از انقلاب اسلامی و حاکمیت دیدگاه مذهبی در کشور ایران با تأکید بر تشیع ،سیستانی ها با توجه به اینکه نسبت به بلوچها از نظر مذهبی با مجموعه حاکمیت یکسان بودند به عنوان با زوی اجرایی دولت مرکزی در کل استان مورد توجه واقع شدند و دولت از یک دیدگاه حمایتی نسبت به سیستانی ها برخوردار شد. در قبل از انقلاب دولت مرکزی با استفاده از نفوذ و قدرت سردارها همچنین واگذاری قدرت و اختیارات به آنها به اجرای سیاست های خود در این منطقه می پرداخت که با این روش کمترین سطح تنش در منطقه بلوچستان رخ داد. اما امروزه با به هم خوردن آن نظام طایفه ای و حضور سیستانی ها در مجموعه دستگاههای اجرایی استان این امر خود باعث بوجود آمدن تنش در منطقه سیستان و بلوچستان شده است. سیاست دولت مرکزی در زمینه مدیریت در استان، بر کاهش سطح همگرایی بلوچها نسبت به دولت مرکزی تأثیر بسزایی داشته و همچنین رابطه بین بلوچها و سیستانیها را نیز به یک رابطه بحرانی و خصمانه تبدیل کرده است.

طبق یک تحقیق توزیع آماری مدیریت در استان در یک بررسی آماری از بین 4615 نفر از مسئولین در شش سطح مدیریتی (رئیس ، مشاور ، مدیر کل ، سرپرست ، مدیر ، معاون) با توجه به محل تولد این مسئولین مشخص شد حدود 80% درصد از کل مسئولین متولد استان سیستان و بلوچستان بوده اند و 20% درصد باقیمانده از تعداد مسئولین متولد خارج ازاستان می باشند. همچنین از 3815 مسئول متولد استان ، سیستانیها با 17 درصد جمعیت، نیمی از کل مسئولیتها را دارا می باشند و 83 % بقیه استان حدودنیم دیگر مسئولیتها را بر عهده دارند. نکته جالب اینکه ایرانشهر با 11% جمعیت استان حدود 16.5% از کل مسئولیتها را به خود اختصاص داده است.(معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی رئیس جمهور،دفترآمار،1388) همچنین در یک بررسی در خصوص محل تولد 31 مدیر کل استان سیستان و بلوچستان مشخص شد حدود 67% مدیران کل یعنی 21 نفر بومی بوده و بقیه با محل تولد خارج از استان سیستان و بلوچستان بوده اند همچنین مشخص شد که اکثر مدیران کل تقریبا از استان های همجوار بخصوص خراسان جنوبی و رضوی بوده اند. از میان این 21 مدیر کل، که محل تولدشان استان سیستان و بلوچستان بوده است باز هم حدود 50% در صد از مدیر کل ها متولد زابل هستند. (معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی رئیس جمهور،دفتر آمار،1388) درتحلیل گزارشی در رابطه با استان سیستان بلوچستان که بر اساس اطلاعات دریافتی از 41 دستگاه اجرایی استان تعداد 4639 نفر نیروی انسانی در طول برنامه سوم توسعه (83-1379 )جذب دستگاههای اجرایی استان گردیده اند. بررسی کارکنان از جهت بومی یا غیر بومی بودن نیز نشان می دهد که از صد درصد نیروهای مزبور، 51.2 درصد بومی و48.8 درصد غیر بومی می باشند، لازم به ذکر است که بدون در نظر گرفتن نیروههای جذب شده سازمان آموزش وپرورش استان این میزان در مورد نیروههای بومی 66.2 درصد ودر مورد نیروههای غیر بومی 34.8 درصد است.( نیروی انسانی جذب شده در طول برنامه سوم توسعه (83-1379 )، از مجموع 16 استاندار یا سرپرست استانداری فقط دو استاندار بومی استان بوده و بقیه غیر بومی می باشند که با توجه به یافته های میدانی وجود مسئولین غیر بومی برای استان در سطوح مدیریتی بالا بخصوص درنهادهای امنیتی و انتظامی بیشتراز مسئولین بومی بوده است.( پورتال استانداری سیستان وبلوچستان)

با توجه به داده های آماری توزیع مدیران در استان مشخص شد که دولت تقریباً در مورد مدیریتهای استان بین دو قوم سیستانی و بلوچ تبعیض قائل شده است.

بررسی و مقایسه آماری در دوشهرستان زابل و ایرانشهر؛ زابل به عنوان نماینده یک شهر سیستانی نشین و ایرانشهر به عنوان یک شهر تقریباً بلوچ نشین، نشان داد که بین این دوشهرستان از لحاظ تخصیص امکانات مانند آب، برق ،گاز ،تلفن ، خدمات اداری ،آموزشی،درمانی ،شهری ،قضایی ،اجتماعی با توجه به درصد جمعیت آنها تفاوت زیادی وجود ندارد. همچنین در دو شاخص تخصیص بودجه و سرمایه گذاری در این دو شهرستان نیز اختلاف زیادی به چشم نمی خورد. اما دربحث مدیریتی استان تفاوتها فاحش است و اکثر مدیریتها بخصوص در سطح میانی استان در اختیار سیستانی ها می باشد. همچنین در خصوص آموزش عالی و تحصیلات تکمیلی در زابل نسبت به ایرانشهر تفاوت زیادی وجود دارد.

پیشنهادات جهت رفع تبعیض:

1– تغییر نگاه دولت مرکزی در امر مدیریت های استان و انجام تعدیل در بکارگیری مدیران از دو قوم بلوچ و سیستانی.

2- تلاش دولت مرکزی برای تغییر مسیر توجه مذهبی بلوچها از خارج کشور به داخل.

3- توسعه متعادل آموزش عالی در مناطق مختلف استان.

4- انتصاب استانداران و مدیران ادارات و نهادهای حساس استان از بین افراد معتدل، عالم و با تجربه و از خارج از استان سیستان و بلوچستان و استانهای همجوار آن.

5-تقویت حس شهروندی ایرانی در منطقه بلوچستان از طریق توسعه سطح مشارکت و معاشرت ملی و ایجاد فضای اعتماد ملی.

Advertisements

کارها

Information

One response

10 08 2012

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: