یادداشتی کوتاه در باره انفجاراخیر چابهار

30 10 2012

یادداشتی کوتاه در باره انفجاراخیر چابهار،
نویسنده ایوب حسین بر
اگر حمزه سراوانی بعد از انفجار و ودر هنگام عقب نشینی کشته شد در آنصورت این عملیات هدفی انتحاری نداشته است و یا حمله کننده با دستپاچگی صحنه را ترک کرده است.
«حرکت انصار ایران» (حرکت مبارزین انصار ایران) در بیانیه ای مسؤلیت عملیات چابهار در تاریخ 19 اکتبر 2012 را که آنرا عملیات استون- 1(رعد-1) نامیده بعهده گرفته است.این گروه اعلام کرده است که در مقابل پایگاه مقاومت بسیج یک خوروی حامل مواد منفجره کار گذاشته است ولی بعد از انفجار و در زمان برگشت در در گیری در نزدیکی محل انفجار یکی از افرادش بنام «حمزه سراوانی» در عملیاتی «شهادت طلبانه» کشته شده است . در اعلامیه دیگری فردی بنام یاسر مسکوتانی بعنوان «امیر» این گروه این عملیات را بمثابه ادامه کار عبدالمالک ریگی از طرف شاگردانش یاد کرده است . اما گزارشات رسمی جمهوری اسلامی از یک عملیات انتحاری در نزدیکی مسجد امام حسین که هدف این حمله بوده گزارش داده است . بر اساس گزارشات ایران حمله کننده قصد داشت وارد مسجد شود و خود را در میان نمازگزاران نماز جمعه منفجر کند. از میان گروه های جهادی رادیکال سنی فرمانده سپاه صحابه ایران این عملیات حرکت انصار ایران را تبریک گفته است .
بعد از این انفجار نهادهای جمهوری اسلامی تقریبا بلافاصله در تاریخ 21 اوگوست اعلام کردند که 3 نفر را به این جرم که اعضای جندالله بوده اند و دو سال قبل مرتکب عمل انفجاری بودند اعدام کرده اند. مشکل است این عمل جمهوری اسلامی ایران را جز بیان روشنی از انتقام گیری نسبت به تعداد زیادی از افراد از قبل دستگیر شده و زندانی دانست. این هم گفته میشود که جمهوری اسلامی تعدادی ازافراد بی گناه را بخاطر رابطه خانوادگی با اعضای گروههای رادیکال منجمله جندالله و دیگر گروهها دستگیر و بعنوان گروگان نگاه میدارد وپس از هر نوع اتفاقی آنها را با سرعت اعدام و یا بدار می زند. این شیوه وحشت فراکنی که با گروگانگری و انتقام و فقدان شرایط دادرسی عادلانه و حق وکالت همراه است نمونه عریان خشونت سازمان یافته دولتی است که بیش و کم در تمام ایران بر علیه زندانیان ومخالفان سیاسی و بویژه با شدت بیشتری بر علیه اقلیت ها در مناطق حاشیه ای صورت می گیرد در موقعیت متفاوت اما با دید کاملا مشابهی گروههای رادیکال سنی دست به انتقام گیری و خشونت می زنند و از جنبه های واکنشی و یا ایدئولوژیکی به توجیه کارکرد خویش می پردازند. در مورد نقض آشکار و گسترده حقوق بشر از جانب دولت جمهوری اسلامی اسناد معتبر و انبوهی نه تنها بوسیله سازمان های جهانی حقوق بشر بلکه از طرف گروههای منتقد ایرانی منتشر شده است ولی حرکت ها و ایده های گروههای اسلامی رادیکال سنی ایران از زاویه حقوق بشر بندرت مورد ارزیابی قرار گرفته است.
نقض حقوق انسانی محدود به جمهوری اسلامی نیست بلکه گروهای رادیکال و مسلح سنی نیز در سطح وسیعی به نقض آشکار حقوق انسانی دست میزنند. برای مثال هنوز گروههای رادیکال سنی کشتن و تهدید زابلی ها و یاافراد غیر بومی رابعنوان شیعه و رافضی، اشغالگر و یا خبرچین وماموران جمهوری اسلامی علنا یکی از اهداف خود می دانند. جند الله در دهها اعلامیه این هدف خود را بوضوح مطرح کرده است و نمونه های اخیرش را هم می توان در بر خورد حرکت انصار ایران دید که کشتار کودکان را اگر بسیجی باشند توجیه می کند و در پوستری عملیت اخیر خود را با هدف «پاکسازی بلوچستان از زابلی های جنایتکار و سایر ارگانهای رژیم» و یا «عملیات استون{پاکسازی بلوچستان از زابلی ها}» می داند (تصویر 1 را ببینید). در حالی که حرکت انصار ایران می گوید که «برای دفاع از مظلومین به پا خواسته(خاسته) است» وحتی در سایت آن در جائی گفته می شود که «کشتن افراد بیگناه به شدت محکوم است» ولی در همانجا مردم بیگناه را تنها به «مومنی» تقلیل می دهد که مد نظر این گروه معنائی بجز یک نوعی خاص از سنی بودن ندارد. همانجا از سوره النساء این جمله را نقل می کند که » کسی که مؤمنی را از روی عمد بکشد (و ازایمان او باخبر بوده و تجاوزکارانه او را به قتل برساند و چنین قتلی را حلال بداند ، کافر بشمار می‌آید و) کیفر او دوزخ است و جاودانه در آنجا می‌ ماند…. » . در یک قطعه ویدوئی که بزبان عربی و زیرنویس انگلیسی در ستایش حمزه سراوانی تهیه شده از او بعنوان کسی یاد می شود که بر علیه «شیعه های کافر» به صفوف مجاهدین حرکت انصار پیوسته است و» 20 شیعه کافر» از نیروهای انتظامی را کشته است . آیا شیعه ها را کافرو اشغال گر و همه را بسادگی مامور انتظامی نامیدن و در نتیجه مجرم وسزاور قتل دانستن یک نقض آشکار حقوق ابتدائی بشر نیست؟
این حرکت های انتقام جویانه، سکتاریستی و مجرمانه بر علیه مردم بیگناه و بی دفاع صرف نظر از دین، قومیت، زبان و جنسشان از جانب هر کسی که باشد قوانین بنیادی بشری را بشدت زیر پا می گذارد و حتی تا حدودی از جانب روحانیون میانه رو سنی منجمله مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی بشدت محکوم شده است.
موضوع دوم در مورد تناقضات و ابهامات زیادی است که در گزارش های جمهوری اسلامی ایران و حرکت انصار ایران وجود دارد. آیا این عملیات با هدفی انتحاری صورت گرفته و یا صرفا هدفش کار گزاری موادمنفجره بوده؟ جمهوری اسلامی خبر از عمل انتحاری یک فرد می دهد که قصد ورود به مسجد امام حسین را داشته ولی بعد از شناسائی درحین فرار از صحنه و در اثر اصابت گلوله ماموران انتظامی خود را منفجر کرده است ولی سخنی از کارگزاری جداگانه خودرو مواد منفجره نمی کند. ولی حرکت انصار از کارگزاری خود روی حامل مواد منفجره بدون سر نشین میکند که در مقابل پایگاه منفجر شده و در در گیری بعد از این انفجار حمزه سراوانی در عملیات «شهادت طلبانه» کشته می شود. اگر حمزه سراوانی بعد از انفجار و ودر هنگام عقب نشینی کشته شد در آنصورت این عملیات هدفی انتحاری نداشته است و یا حمله کننده با دستپاچگی صحنه را ترک کرده است. اگر آنطور که عکس های تبلیغی نشان می دهند و یا اعلامیه های انگلیسی این گروه بیان کرده اند حمزه سراوانی تله انفجاری بخود بسته بود ولی بعد از بر گشت در گیری کشته شده در آنصورت این کار حمزه سراوانی جنبه صرفا احتیاطی داشته و یا او بخاطر تردید و یا ترس پا به فرار گذاشته است. اگر عمل «شهادت طلبانه» بمعنی انتحاری است چرا این عمل همراه با راندن وسیله نقلیه پر از مواد منفجره انجام نشده است؟ و یا او چرا نتوانسته در همان محل شناسائی دست به این کار بزند؟ اهمیت این سوالات از این جهت است که میتواند میزان موفقیت، توان و قدرت و اهداف و شیوه عمل نیروهای متخاصم را که بویژه برای هواداران شان بسیار اساسی است روشن کند.
مطلب سوم در رابطه با مشکلی است که این عملیات حرکت انصار ایران برای تشکیلات کنونی جندالله بوجود می آورد. با آنکه سپاه صحابه ایران به حرکت انصار ایران تبریک گفته ولی تشکیلات جند الله تاکنون در این رابطه هیچ اظهار نظری نکرده است. جند الله در بیانیه ای بتاریخ 7 اوگست 2012 اعلام کرده بود که:
گروههائی همچون جیش الحسین و حرکت انصار ایران که تازه ها در دنیای مجازی نت خود را مطرح کرده اند و معلوم نیست چه افکار و نظراتی دارند و چه اهداف و مقاصدی را دنبال می کنند هیچ ارتباطی با جنبش مقاومت جندالله و رهبرش امیر عبدالمالک ندارند.
این گروهها مجاز نیستند که از تصاویر شهداء و رهبری جنبش با نام خود استفاده نمایند و افکار و نظرات خود را به نام امیر عبدالمالک منتشر نمایند.
جنبش مسئول حرکات و افعال این گروهها نیست و خود مسئول افعال و اعمال خود هستند و جنبش همانگونه که قبلا اعلام کرده با هیچ گروهی اعم از القاعده و طالبان هیچگونه ارتباطی ندارد و سازمانی مستقل است که جهت تحقق عزت و آزادی برای مردمان ایران و ملت بلوچ مبارزه می کند .

در این بیانیه تشکیلات کنونی جند الله حرکت انصار ایران را بنحوی مشکوک، بی عمل، و بی ارتباط با جندالله و احیانا وابسته به طالبان و یا القاعده دانسته. از این جهت تشکیلات کنونی جند الله با این مشکل رو برومی شود که در مقابل این عملیات حرکت انصار چه موضعی اتخاذ کند. اینکه آیا جندالله این عمل را تایید می کند ویا جند الله این حرکت را در جهت خط مشی عبدالمالک ریگی می داند یا نه ؟ و همین طور جندالله نسبت به موضع سپاه صحابه ایران که به حرکت انصار تبریک گفته است چگونه برخورد می کند؟
جندالله بطور تلویحی حرکت انصار را به طالبان و یا القاعده نزدیک می داند و از این جهت خود را از آنها جدا می داند. اما اگر جند الله خود را از نظر ایدئولوژیکی از حرکت انصار متفاوت می داند روشن نیست این تفاوتها در چیست؟ جند الله ارتباط با طالبان و القاعده را رد می کند ولی روشن نیست که آیا تشکیلات کنونی جندالله عملیات طالبان و القاعده را محکوم هم می کند و یا نه؟ ولی علیرغم اظهارات طرفداران جند الله در سایت شهدا که اعلامیه های جندالله را منتشر می کند تصویری ارائه می کنند که با جهاد بین المللی نزدیک است:
ما اینجا، برای مشتی خاک یا برای مرزهای موهومی…… نمی جنگیم و نیز برای آن نمی جنگیم که طاغوتی عربی جای طاغوتی غربی را بگیرد، بلکه جهاد ما والاتر و متعالی تر است…….ما برای اعلاء کلمة الله می جنگیم تا دین و عبودیت خالصانه از آن الله گردد…. وهرکس که با این هدف مخالفت کند و یا در راه رسیدنمان به این هدف جلوی ما بایستد، چنین کسی دشمن ما و هدف شمشیرهایمان است هر چه که اسمش باشد و هر چه که نسبش باشد…..فارس های مسلمان برادران محبوب ما هستند و بلوچ های کافر دشمن منفور ما، حتی اگر ما و او در یک رحم مشترک باشیم .
نکته چهارم در مورد به کار گیری اسامی مستعار در فعالیت های شبکه ای این گروههای رادیکال است. فردی بنام یاسر مسکوتانی خود را «امیر» حرکت مبارزین انصار ایران معرفی کرده ولی قبلا هم از فردی بنام یاسرشنبه زهی بعنوان یکی از بنیادگزاران و فرماندهان جند الله نام برده می شد که کشته شده است. یاسر مسکوتانی شاید از نام مستعار یاسراستفاده می کند تا از یک جهت وفاداری خود را به جندالله و یاسر واز سوی دیگر وظیفه خویش را به سنت و شبکه ای نشان می دهد که از آن الهام گرفته است. همین مورد در باره حمزه سراوانی هم صدق می کند. حمزه سراوانی هم به احتمال زیاد یک نام مستعار است و قبلا هم اعلام شده بود که حمزه سراوانی بعنوان یکی از همراهان مولوی عبدالجلیل قنبر زهی کشته شده بود.
روشن است که جندالله به گروههای گوناگونی منشعب شده است. هرچند اختلافات اساسی ایدئولوژیکی بین آنها چندان روشن نیست ولی این گروه بندی های جدید از چند جهت حائز اهمیت است اول از جهت سازماندهی مجدد در سایه نیازهای امنیتی شدید تر و دوم از جهت رقابت های درونی و فرقه ای این گروه ها. نتیجه این کارها از یک سو تامین امنیت بهتر، عدم تمرکز تشکیلاتی بیشتر و فعالیت های شبکه ای پیجیده ترو قدرت عمل بالاتر و از سوی دیگر احتمال رقابت و کشمکش های بین گروهی بیشتر است.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: