کوتاه و مختصر در مورد جیش العدل و ۵ ماموری که گروگان گرفته:

12 02 2014

balouch-groganکوتاه و مختصر در مورد جیش العدل و ۵ ماموری که گروگان گرفته:
سامان رسول پور (فیسبوک)

یک) حتی «مبارزه مسلحانه» و «دفاع مشروع» هم اصول و پرنسیپ هایی دارد. گروگانگیری کور آنهم در شرایطی که وضعیت جنگی نیست، رفتاری بزدلانه است و تنها می تواند مغزهای کوچک را ارضا کند.
دو) حکومت ایران، تبعیض و سرکوب سیستماتیکی علیه بلوچ ها اعمال میکند. بخشی از آن اتنیکی و بخشی مذهبی است. تشکیل گروههای تندرویی نظیر جیش العدل، دقیقا معلول سیاست های حکومت در آن منطقه است.

سه) حکومت ایران، در سوریه و در دفاع از بشار اسد می جنگد. عجیب نیست اگر به تحریک کشورهای عربی و یا جریانات اسلامگرای مخالف بشار اسد، در داخل ایران گروههایی دست به خشونت بزنند. خصوصا اینکه زمینه سیاسی و اجتماعی چنین چیزی در ایران فراهم است.

چهار) مردم سیستان و بلوچستان، مطالبات انسانی دارند. جیش العدل اما غیر از کشتار و بمبگذاری و ترور و گروگانگیری، تصویر دیگری از خود به ما نشان نداده است. بعید و عجیب نیست اگر بخش های محدودی از مردم آن منطقه، به دلیل حجم سرکوبهای شدید حکومتی، اقدامات جیش العدل را بپسندند. اما هر ناظر منصفی میداند که این روش و منطق، در خوشبینانه ترین حالت، انحراف و تقلیل خواسته های انسانی مردم سیستان و بلوچستان است و نفعی برای آنها ندارد. اسلامگرایان تندرو، نمی توانند مدعی دفاع از حقوق و آزادی های انسانی مردمان باشند.

پنج) حکومت ایران به شکل آگاهانه ای سربازان وظیفه را روانه مناطق خطرناک مرزی می کند. سربازان وظیفه در بسیاری موارد [و نه همیشه]، در اذیت و آزار مردم مناطق مرزی، نقش مستقیمی دارند. نمونه اش در کشتار کولبران مرزی کردستان. اما حتی این امر هم نمی تواند توجیهی برای گروگانگیری و دفاع از گروگانگیری باشد.

شش) علاوه بر جنبه های غیرمنطقی و ضدحقوق بشری گروگانگیری [آن هم نه در جریان جنگ]، فعالیت های گروه هایی نظیر جیش العدل، معمولا در نهایت به نفع حکومت تمام می شوند. به راه افتادن شوی همذات پنداری با «سربازان بی گناه و دلاور و مظلوم و نازنین وطن» و از بین رفتن مرزهای ملی گرایی ، انسان گرایی و جمهوری اسلامی گرایی در چنین پریودهایی، به هیچ وجه تصادفی نیست.
خانم ها! آقایان! اعتراف می کنم. اعتراف می کنم مطلب دیروزم یکی از تندترین و رادیکال ترین مطالبی بود که تا امروز نوشته ام. و اعتراف می کنم که به شدت ضروری بود و از بازخوردهای آن کاملا راضی هستم. آنانی که مخاطب آن نوشته تند بودند، پیام را دریافت کردند. آنانی که به اشتباه خود را مخاطب آن نوشته می دانستند هم برایشان روشن شد که من مخالف گروگانگیری و مخالف جیش العدل هستم و تنها قصدم این است که تار و پود تعدادی از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی را بشکافم که در پوشش فعالیت سیاسی و در پوشش روزنامه نگاری استراتژی سپاه پاسداران را دنبال می کنند. و قصد تخریب شخصیت های معتبر کرد و عرب و ترک و بلوچ و فمنیست ها را دارند. و قصد سواستفاده از احساسات ملی مردم ایران را. این از این.

اما خبر جدید اینکه: جیش العدل خواهان مبادله زندانیان بلوچ با سربازهای گروگان شده. یعنی چه؟ یعنی شرطشان این است که جمهوری اسلامی ۲۰۰ زندانی بلوچ از جمله ۵۰ عضو جیش العدل را آزاد کند تا آنها هم آن ۵ سرباز را آزاد کنند. اینجا نکات قابل تاملی وجود دارد:

جیش العدل ۵ سرباز را گروگان گرفته. جمهوری اسلامی هم دهها بلوچ را گروگان گرفته. و از قضا برایشان حکم اعدام هم صادر کرده. همین چند هفته پیش بود که جمهوری اسلامی ۱۵ گروگان بلوچ را اعدام کرد و کشت. در انتقام تحرکات و عملیات های خونبار این گروه. بنابر این با دو جریان طرف هستیم که هر دو تعدادی انسان را گروگان گرفته اند. و هر دو استعداد کشتن گروگانها را دارند. آن چیزی که قابل تامل است این است: عده ای از افراد سمپات سپاه پاسداران تاکید می کنند که جمهوری اسلامی نباید با جیش العدل وارد معامله شود. چرا؟ چون برای اعتبار جمهوری اسلامی خوب نیست.[همه آنانی که چنین می گویند سمپات سپاه نیستند]. چون به گفته آنها با این کار به جیش العدل رسمیت و کردیت می دهند. به عبارتی دقیقا اینجا مشخص می شود که این طیف به تنها چیزی که فکر نمی کنند جان آن ۵ گروگان است. و به تنها چیزی که فکر می کنند، اتوریته و وزن نهادهای نظامی جمهوری اسلامی است. این افراد حتی مایل هستند این ۵ سرباز به قتل برسند اما جمهوری اسلامی محکم و قاطع بایستد و بگوید: نخیر! با تروریست ها معامله نمی کنیم. این دقیقا وجه تشابه همه آنانی است که گرایشات فاشیستی دارند. اگر از این طیف بپرسیم: خب پیشنهاد شما برای آزادی این ۵ گروگان چیست؟ عملا به صحرای کربلا می زنند!

جالب اینجاست که تروریست های سوریه وقتی تعدادی از اعضای سپاه قدس را گروگان گرفته بودند، همین طیف مشوق معامله جمهوری اسلامی با تروریست ها برای آزادی اعضای سپاه قدس بودند. و آزاد هم شدند. سپاهیانی که سمپات های ژورنالیست و اکتیویست سپاه، اصرار داشتند آنها را زائر معرفی کنند. در نهایت آزاد شدند. اینجاست که فرق سرباز وظیفه نیروی انتظامی با عضو رسمی سپاه قدس مشخص می شود. اینجاست که سمپات های سپاه، حتی در دفاع از گروگان ها هم تبعیض آمیز رفتار می کنند. و عملا با اینکه در شعارخواستار آزادی گروگان ا هستند، اما در عمل رویکردی را تشویق می کنند که ممکن است به مرگ گروگانها بیانجامد.

از این مبتذل تر اینکه، وقتی گروگانهای بلوچ اعدام می شوند، این افراد نه تنها اعتراض نمی کنند بلکه از دستگاه اامنیتی و قضایی سبقت می گیرند و اعدام ها را توجیه و تائید می کنند تا مبادا کسی هوس اعتراض و انتقاد بکند.

نمی دانم اعضای جیش العدل این مطلب را می بینند یا نه. اما به عنوان یک انسان کرد، از آنها درخواست می کنم که گروگانها را آزاد کنند. گروگانهایی که هیچ اختیاری نداشته اند و قربانی رویکردها و تصمیم های مقامات ارشد سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی هستند. حذف ۵ سربازوظیفه، نفعی نه برای سلفی ها دارد نه برای بلوچ ها. اما آزادی شان شاید حساسیت و احساس مسئولیت افکار عمومی نسبت به وضعیت وخیم حقوق بشر در بلوچستان را افزایش دهد. آزادشان کنید!
پسندیدم · · ‎Promote‎ · اشتراک‌گذاری

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: