ظرفيت هاي ديپلماتيك اقليت هاي قومي و مذهبي در حداكثر سازي منافع ملي

8 04 2014

yaser-kordیاسر کرد
جهان امروز به گونه اي پيوسته است ، كه ديگر هيچ كشوري نمي تواند بدون ديگر كشورهاي جهان ادامه حيات دهد يا مدت زمان زيادي دوام بياورد . در واقع زندگي جزيره اي و خوداتكاي كشورها ممكن است مفهومي انتزاعي و تئوريك داشته باشد و جذابيت هايي را هم براي برخي سياستمداران بدور از واقعيت هاي جهان امروز و برخي توده هاي عوام داشته باشد ، اما در عمل اينگونه نيست . در واقع كشورهاي دنيا در يك « پيوستگي و تامين متقابل » قرار دارند . به عنوان مثال گندم توليدي كانادا ، در نانوايي هاي سراسر دنيا به نان تبديل مي شود و يا برنج توليدي جنوب شرق آسيا ، در تامين نيازمنديهاي غذايي سراسر دنيا به كار مي آيد

. از طرف ديگر اقتصادبين المللي بر مبناي مزيت هاي نسبي و مطلق كشورها تعريف مي شود و شعارهاي خودكفايي ، كه در برخي كشورها رايج است ، خاصيت خود را ازدست داده است. بحران اقتصادي اگر گوشه اي از جهان را در بر بگيرد به كشورهاي ديگر هم اثر مي گذارد . در مجموع مي خواهم بر اين نكته تاكيد داشته باشم كه ما در جهاني زندگي مي كنيم كه براي ادامه حيات به ديگر كشورها نيازمنديم و بايد به گونه اي مسئولانه با اين جهان در ارتباط باشيم كه منافع ملي و امنيت ملي ما در حوزه هاي محتلف حداكثر شود. در اين راستا از دير باز « ديپلماسي» به مدد كشورها آمده است تا با استفاده دانش صحيح ، ارتباط ميان سران و سياستمداران كشورهاي مختلف در خدمت منافع ملي در آيد . از اين منظر كشورهاي كه به منافع شهروندانشان اهميت مي دهند ، با درك اين مساله مهم روابط ديپلماتيك فعالي را در ديگز كشورها در حوزه ها و سطوح مختلف در پيش گرفته اند . اهميت اين مساله از اين بابت است كه در ميان بازيگران مختلف منطقه اي و بين المللي و سازمانهاي مختلف بين اللملي ، كشورهايي موفقند كه توانسته اند با استفاده از سياست خارجي صحيح و مبتني بر عقلانيت و نه احساس گرايي و ايدئولوزي گرايي منافع سياسي ، اقتصادي، فرهنگي و… خود را حداكثر كنند .
كشور ايران كه به نوعي در مركز شرق و غرب و شمال و جنوب جهان قرار دارد ، از كهن ترين تمدنها و مستقل ترين كشورهاي جهان است ، به نوعي كه اين كشور جشن استقلال ندارد. ايران از چندين هزار سال قبل محل زندگي اقوام مختلف بوده است كه خود را ايراني مي دانسته اند . تاريخ ديپلماسي ايران نيز به انداره تمدنش كهن و قديمي است و از قدمت چندين هزار ساله برخوردار است . هر چند سياست خارجي ايران متناسب با حاكميت ها و دولتها تغيير و فراز و فرود داشته است و در مقاطعي بدليل ضعف عمومي حاكميت هاي مستقر قراردادهاي ننگيني نظير قرارداد تركمانچاي و گلستان بر ايران تحميل شده است ، اما تا حدود زيادي مبتني بر روح كلي حاكم بر ايران بود است. اين ياداشت نمي خواهد خيلي ريز به رويكردهاي مختلف سياست خارجي در دوره هاي مختلف اشاره داشته باشد ، اما انچه مي خواهد تاكيد كند اين مورد است كه سياست خارجي مطلوب بايد مبتني بر : عقلانيت و بدور احساس گزايي و جنجال آفريني ؛ تقليل مولفه هاي ايدئولوژيك و تاكيد بيشتر بر منافع ملي ؛ آرمانخواهي معقول متناسب با واقعيت ها موجود ؛ استفاده از ظرفيتهاي مختلف در سطح كشور براي ارتقاء افزايش توان دستگاه ديپلماسي و درك پاراديم هاي مسلط بر روابط بين الملل و برخورد واقع گرايانه با آنها و…. باشد . كما اينكه غفلت از اين موارد در موارد مختلف و در زمانهاي متفاوت باعث بروز بحرانهايي از طرف بازيگران و سازمانهاي قدرتند بين المللي شده است . مثال متاخر اين نابخردي در سياست خارجي را در مساله هسته اي و جنجال آفريني هاي احساسي و بدور از منطق دولت گذشته ديديم كه كشور را تا آستانه بحران پيش برد .
چنانكه پيش از اين اشاره شد ، اقوام و اقليت هاي مذهبي از ديربازدر خدمت دستگاه ديپلماسي بوده اند . شاهد آن در عصر جديد اقليت ارامنه كشور بوده اند كه بدليل اشتراك مذهبي و آشنايي با زبانهاي غربي در مذاكرات ديپلماتيك مشاركت داشته اند و در تاريخ خيانتي از طرف آنان تا جايي كه من ديدم ثبت نشده است . از اين منظر با توجه به اشتراك فرهنگي ، مذهبي و قوميتي اقليتهاي مذهبي با با كشورهاي مختلف جهان استفاده از ظرفيتهاي اقليت ها كه همواره خود را ايراني مي دانند و به هويت ايراني خود تاكيد دارند ، نه تنها معقول و منطقي است بلكه از بسياري از هزينه ها هم مي كاهد . هرچند سياست خارجي در بعد از انقلاب مبتني بر « اصول ايدئولوژي اسلام انقلابي » شده است و با بسياري از اصول در سياست خارجي ديگر كشورها متفاوت بوده و عملا» مذاكره و تعامل با جهان متفاوت را سخت كرده است ، اما اگر مقدار زيادي از بار اين ايدئولوژي گرايي كاسته و به منافع ملي افزوده و سياست خارجي يا با واقعيتها و منطق جهاني سازگار شود ، راه بر ورود اقليت ها هموار مي شود و نتايج بسيار متفاوتي را براي كشور ايران به ارمغان خواهد آورد. ما شاهد استفاده هاي مقطعي از برخي كنشگران اقليتها علي الخصوص در مجلس شوراي اسلامي بوده ايم و در برخي از هيات هاي نمايندگي پارلماني بعضا» مشاهده شده است كه نمايندگان اقليت مشاركت دارند و يا دولت هم در مقاطعي هم استفاده هايي كرده است از جمله در مساله اخير مرزبانان به گروگان رفته ، اما آنچه كه مطرح است استفاده سيستماتيك از اقليت ها در وزارت امورخارجه ، سفارتخانه هاي مختلف و نمايندگي هاي ايران در سازمانهاي بين المللي ست كه متاسفانه تاكنون هيچ اقبالي به آن نشان نداده شده است . البته اخيرا» شنيدم كه مولوي اسحق مدني به عنوان سفير ايران در بنگلادش پيشنهاد شده است كه وي نپذيرفته است . خروجي بحثم در اين بند اين است كه استفاده ابزاري و مقطعي نمي تواند منفعت ملي را حاصل كند ، بلكه آنچه مهم است درك اهميت اشتراكات در مذاكرات و روابط ديپلماتيك است كه با تربيت و استخدام كارشناسان و ديپلماتها از همه اقشار در دستگاه خارجه براي ماموريتهاي خارجي است .
دو واقعه اخير : مذاكره با مقامات محلي پاكستان و گروگانگيران مرزبانان كشورمان و سپس آزاد سازي آنها در روزهاي اخير و دومي كه كمتر رسانه اي شده است : رايزني با مقامات محلي افغانستان براي آزاد سازي حق آبه ايران از پشت سدهايشان توسط مولوي عبدالحميد اسماعيل زهي نشان داد ، نوع جديدي از ديپلماسي كه من اسم آنرا « ديپلماسي اقليت ها » گذاشتم مي تواند به مدد دستگاه خارجه كشور براي تامين امنيت ملي و منافع ملي كشور بيايد. هر چند كار ارزشمند مولوي ، در رهاسازي گروگانها با كم اقبالي مقامات كشور همراه بود و اسمي از مولوي در اظهارتشان نيامد و حتي روزنامه هايي نظير جمهوري اسلامي كه از حاميان ريس جمهور است در سرمقاله اش بجاي تقدير از مولوي همراه با ديگر رسانه هاي اصولگرا بشدت به وي تاخت و با وجودي كه در مقام يك منتقد اجتماعي به عملكرد روحانيون نقدهايي نيز دارم ، اما با انصاف و احترام بايد از مولانا بخاطر تلاشهايش در حل اين دو مساله تقدير نمود .
در آخر عرايضم مي خواهم اين نكته را بيان كنم : كه ظرفيتهاي اهل سنت كشور ، مي تواند در سياستهاي تنش زدايي دولت روحاني مخصوصا» در منطقه پرتنش خاورميانه بكار بيايد و اين مهم نه با استفاده هاي مقطعي و ابزاري بلكه چنانكه بيان شد با استفاده سيستماتيك از آنها بصورت رسمي در دستگاه خارجه است . اين استفاده و مشاركت دادن اقليت ها از جمه اهل سنت وزارت امور خارجه كه سالهاست در آن بروي اقليت ها بسته است ، از يك طرف ارتقاي دموكراسي و گرايش عميق تر به هويت ملي را باعث مي شود و از طرف ديگر در سطح منطقه مي تواند براي ما منافع بيشمار را به ارمغان بياورد .
از : فیسبوک نویسنده
سه-شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۳ برابر با ۰۸ آوريل ۲۰۱۴

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: