سخنگوی جیش العدل هم نمی تواند از مواضع شان دفاع کند؟

12 04 2014

balouch-abdoraufrigi
می مکران ـ مصاحبه رضا حقیقت نژاد از «ایران وایر» با عبدالرئوف ریگی، مصاحبه ای است خواندنی. مصاحبه ای است که شوربختانه مواضع جیش العدل را به چالش می طلبد بدون آن که پاسخ روشنی به سیاست های این گروه در خود داشته باشد. تناقض در پاسخ گوئی ها بیش از آن که از ناتوانی عبدالرئوف ریگی ناشی شده باشد، از مشی بشدت آشفته و گرایشان درونی نامتجانس و اهداف ناهمگون و متغیر و تحت تاثیر عوامل گوناگون درونی و بیرونی خبر می دهد. در این مصاحبه آشکار می شود که کشتن جمشید دانائی فر یک انتقام گیری کور بوده است.

حالا دیگر روشن شده است که نه دانائی فر و نه دیگر مرزبانان گروگان، مامواران جنایت کار رژیم نبوده اند بلکه حتی حالا مقامات نظامی و امنیتی رژیم قصد محاکمه آنها را دارند. حالا دیگر روشن شده است که مقامات رژیم حتی از دادن خبر مرگ جمشید دانائی به خانواده او نیز دریغ کرده اند و دائی و پدرزن او که به مرزبانی مراجعه کرده با اعتنائی حیرت انگیزی روبرو شده است. این پنج مرزبان نیز قربانی رژیمی هستند که جان سربازان برایشان ارزشی ندارد. کشتن چنین افرادی، هنر نیست! مبارزه سیاسی نیست! این تاکتیک شکست خورده است. مبارزه مسلحانه در شرایط کنونی در بلوچستان، مبارزه ای است که کمکی به احقاق حقوق مردم ما نمی کند. فضای سنگین امنیتی ایجاد می کند و دست نیروهای تندرو در سپاه و امنیت و اطلاعات و گروه های همسوی شان را برای پیشبرد نگاه و سیاست بشدت امنیتی و سرکوبگرانه در استان را بازتر می کند. اقدامات مسلحانه وقتی خصلت توده ای نداشته باشند و مورد حمایت مردم قرار نگیرند، اقداماتی جدا از توده و منزوی و بشدت مخرب هستند و اگر این اقدامات شبهۀ جنگ نیابتی آتش بیاران منطقه ای جنگ فرقه ای شیعه وسنی را با خود داشته باشد و یا به انتقام شرکت ماموران سپاه رژیم در سوریه انجام بگیرد، دیگر فاجعه بار است. این اقدامات بی ثمر و کور دست فعالان مدنی، کنشگران اجتماعی، روحانیت اهل سنت و انبوه نیروهای تحصل کرده و مستعد بلوچ برای طرح خواست های بی حق مان را می بندد. این عملیات کور و انتقام جویانه به همدلی و همراهی مردم سراسر ایران و بویژه روشنفکران، فعالان مدنی، هنرمندان و نویسندگان که درد ما را درک می کنند، آسیب می رساند. این مصاحبه و بویژه پاسخ های سخنگوی جیش العدل، نشان می دهد که این گروه تصور روشنی از خواست ها و وضعیت کنونی مردمان ما ندارد. و این مایه تاسف است.

مصاحبه رضا حقیقت نژاد با عبدالرئوف رگی
سخنگوی جیش العدل: دانایی فر با فتوای مجمع فقهی ما اعدام شد
عبدالرئوف ریگی، سخنگوی گروه جیش العدل، چهره عجیبی است، بر خلاف سازمانش که می خواهد خودش را خیلی پیچیده و غیرقابل دسترسی نشان دهد، بسیار سهل الوصول است. آقای سخنگو به مصاحبه های مفصل و گفت و شنودهای مجازی خیلی علاقه مند است. همه جا هم حاضر است، فیس بوک، شبکه های تلویزیونی، خبرگزاری ها و سایت ها.. با او درباره سوابق خودش در جندالله، روش های جیش العدل و وضعیت جمشید دانایی فرد گفت و گو کرده ام.

آقای ریگی شما زمانی به همراه آقای نارویی سخنگوی جندالله بودید، عضو شورای علمای آن گروه هم بودید. از چه زمانی شما وارد این فعالیت ها شدید؟

من عضو موسس جندالله بودم، بعد عضو بخش فرهنگی و سخنگوی سازمان شدم و زمانی هم عضو شورای علما شدم. بعد از دستگیری برادرم، عبدالمالک، به عنوان عضو شورای مرکز انتخاب شدم.

در روش های گروه های مسلح فعال در بلوچستان دو ایده کلی وجود داشته. یکی مربوط به دوران مولابخش درخشان که می گفت باید نیروهای امنیتی و نظامی را هدف قرار بدهیم یکی بحث برادر شما که می گفت کارمندهای ادارات هم عوامل حکومت هستند و حتی زابلی های شیعه هم حامی نظام و مستحق مجازات هستند. شما هنوز از الگوی برادرتان دفاع می کنید؟

در هر دورانی وضعیت فرق می کرده، برخی دوران زابلی با تمام وجود علیه مبارزین فعالیت می کردند و خبر آنها را به نیروهای رژیم می دادند، به همین خاطر به عنوان دشمن تلقی شدند. الان تجدیدنظر کرده ایم.

یعنی پشیمان شدید از کشتار شهروندان عادی؟

افرادی عادی کشته نشده اند، البته طبیعت جنگ اینطور است که افراد عادی کشته می شوند مثل همه جای جهان

اخیرا جیش العدل بیانیه داده و به شهروندان هشدار داده عضو بسیج نشوند. ممکن است شما باز هم به آن دوران بازگردید؟

الان سیاست جیش العدل متعادل است و سعی می شود دقت فراوانی در تصمیم گیری ها کنیم که سبب بدبینی مردم نشود.

به خاطر این است که روش برادرتان بی فایده بود و پشیمان شده اید؟

جیش العدل به عنوان یک گروه بلوج، منشور جدیدی تدوین کرده که بر اساس آن رفتارهایش باعث نارضایتی مردم منطقه نشود.

علت تاکیدم این است که شما در روزهای اخیر بارها اعلام کردید به خاطر خواست مردم اسرای ایرانی را آزاد کردیم. شما یک دوره مهمی از زندگی تان را زیر یک سایه گروه برادرتان سپری کردید که اعتقاد داشت همه کارمندان دولت و شیعیان زابلی حامی نظام هستند و باید کشته شوند. شما هم آن موقع اعتراضی به این منطق نداشتید، الان چه شده که اینقدر طرفدار مردم شده اید در حالی که حاضر نیست از گذشته خودتان عذرخواهی کنید؟

نمی گویم در گذشته اشتباهی نشده، در مبارزات نظامی این مسائل هست. این اشتباهات باعث می شود تجربه پیدا کنیم. اگر اشتباهاتی شده ما از اشتباهات عذرخواهی می کنیم ولی اینطور نبوده که همه شیعیان و غیرنظامیان هدف قرار گیرند. ما تفاهم نانوشته با رژیم داریم، اگر به افراد عادی ما کار نداشته باشند، ما هم کاری به آنها نداشتیم. نیروهای اطلاعاتی می دانند کسانی که ما هدف قرار دادیم، افراد وابسته بودند. اینطور کرده بودیم که در منطقه ای شیعه وجود نداشت.

در بیانیه ای که قبلا صادر شد و شما هم در جریانش بودید، به صراحت گفته شد شیعیان زابلی مستحق مرگ هستند. تفکیکی هم صورت نگرفته بود که حامی دولت یا غیر دولت باشد…

حالا لحن بیانیه ها تهدیدآمیز بوده، می خواستیم هشدار بدهیم ولی در عمل که چنین نکردیم. ما مردم شیعه را مستحق مرگ نمی دانیم، اگر این چنین بود که کشتارهای بزرگی صورت گرفته بود، شما متاثر از تبلیغات نظام هستید.

در روزهای اولیه، تاسیس جندالله. حتما یادتان هست مصوب کردید جوان ها را از اعتیاد برانید، تبعیض را حل کنید و درگیری بین فرقه ها را تمام کنید. الان کدامش را انجام دادید؟

ما در این سال ها موفق شدیم بخش اعظمی از مردم را متوجه و همراه کنیم که مبارزه مسلحانه علیه رژیم درست و لازم است.

آقای مولوی عبدالحمید اخیرا گفته اند بخش اندکی از مردم حامی روش های شما هستند…

نه مولوی می تواند ادعای خودش را با دلیل ثابت کند، نه من می توانم ادعای خودم را ثابت کنم. امکان نظرسنجی نداریم ولی در منطقه مشهود است که مبارزه مسلحانه در منطقه امکان جلو رفتنش بدون همکاری مردم میسر نیست.

ببیند شما دائم از مبارزه برای مردم صحبت می کنید. الان بحث بیشتر ناظر به انتقام جویی های شخصی و خانوادگی است. علاوه بر شما، رهبر جیش العدل، آقای صلاح الدین فاروقی انگار بیشتر دارد انتقام خون برادرش را می گیرد.

نه اینطور نیست، آقای فاروقی برادرشان را از دست داده اند، مخبرها او را کشتند. آقای فاروقی عضو جندالله نبودند ولی به عنوان یک فرمانده نظامی منطقه هشت نه سال است که فعال بودند. بنده شخصا ایشان را به عنوان فرمانده جیش العدل انتخاب کردم و بعد بقیه اعضا موافقت کردند.

بگذارید در جریان همین مبارزه درباره خانواده شما صحبت کنیم. شما سه برادرتان از دست دادید. دو نفر اعدام شدید، یک نفر کشته شد. سر یک نفر از نزدیکان خانواده، توسط گروه جندالله بریده شد و در شبکه های ماهواره ای پخش کردید، فکر کنم او هم شیعه بود. داستان غم انگیز خانواده خودتان، شما را قانع نمی کند که تجدیدنظر کنید؟

نه، اینطور نیست. عبدالحمید، یکی از برادران ما، داماد آن خانواده بود. تهران با یک خانم شیعه ازدواج کرده بود. برادر آن خانم، فریب اطلاعات را خورده بود، وعده پول و خانه در کانادا داده بوند، مامور اطلاعات بود، آمده بود عبدالمالک را مسموم و ترور کند. به خاطر شیعه بودنش نبود، مخبر بود و آنطوری با او رفتار شد. این بحث خانواده ما نیست، در اینجا خیلی خانواده وجود دارند که اینطوری شده اند. رژیم آمده با ادعاهای واهی از سال 65 تا حالا کشتار کرده و مثلا به اسم مبارزه با اشرار، بسیاری را کشته و خانواده ها را داغدار کرده. در نصرت آباد روستاهایی هستند که یک مرد باقی نماند، به بهانه مبارزه با مواد مخدر اینها را کشته اند، اینها چوپان بودند، اهداف نظامی نداشتند، جزو گروه ما نبودند. الان خانواده ما می گویند که الحمدالله فرزندان ما در راه هدف خاصی کشته می شوند. قبلا در مناطق شه بخش یا نارویی نشین افراد بی هدف کشته شدند. الان دقت کنید در لیبی، 500 هزار نفر کشته شدند ولی لیبی از دست ایتالیایی ها خارج شد، ما هم پروایی نداریم که هزینه بدهیم در این زمینه.

شما معمولا از این روش ها برای کشتن افراد استفاده می کنید، مثلا در مورد آقای دانایی فر هم این کار کردید؟

نه، اینطور کشته نشده اند، ما بعد از آن ماجراها تجدیدنظر کردیم و تصمیم گرفتیم که سر بریدن را برای همیشه از دستور کار خارج شود.

در برخی موارد دیگر هم تجدیدنظر کرده اید، مثلا بر خلاف عبدالمالک که از القاعده افغانستان الگو گرفته بود شما از بمب گذاری کنار جاده ای استفاده می کنید که به القاعده فعال در عراق نزدیک است…

ما ارتباطی با القاعده نداریم، اینها پیشرفت در روش مبارزه است و ما حالا از روش عملیات فدایی که شما می گوید انتحاری استفاده نمی کنیم، چون موجب بدبینی افکار عمومی جهان می شد.

شما عضو شورای علمای جیش العدل هستید. در شورا که بحث می کنید به این فکر نمی کنید که این بمب گذاری های کنار جاده ای ممکن است منجر به کشتن افراد بیگناه شود. اصلا به مقوله افراد بیگناه توجه می کنید؟

طبق منشور که به امضای آقای فاروقی رسیده، حمله به افراد عادی ممنوع است و با افراد متخلف برخورد جدی می شود. ما فقط اعضای سپاه و نیروهای دشمن را مورد حمله قرار داده ایم.

در گزارش هایی که در رابطه با خانواده شما خواندم، متوجه شدم پدر و مادر شما از فعالیت های شما حمایت می کردند. در عین حال به شدت نگران شما بودند، مثلا شایعه شد که پدر شما وقتی خبر اعدام عبدالمالک را شنید، سکته کرد و فوت کرد.

بله، به شدت حامی ما بودند. البته بحث وفات شان اینطور نبود، پدرم قبل از اعدام عبدالمالک فوت کرد ولی همواره نگران ما بودند.

بر اساس همین تجربه های خانوادگی، آیا نگرانی خانواده آقای دانایی فر را درک نمی کنید که اینقدر درباره تحویل جسدش مجادله می کنید یا اخبار متناقض هر روز منتشر می کنید؟ یک روز گفتید که جسد را در جایی دفن کردیم، بعد اعلام کردید مبادله می کنیم با اجساد فعالان بلوچ …

آن افرادی که خبر دفن را دادند، حواس شان نبود، گفتیم فعلا در منطقه ای دور افتاده دفن شده و نمی توانیم برویم و بیاوریمش. اما الان ما 500 جسد داریم که تاکنون تحویل داده نشده که هر روز خانواده هایشان تماس می گیرند که می گویند جنازه تحویل می دهید، جنازه تحویل بگیرید. الان جسد حبیب الله ریگی را اینها تحویل نداده اند، جنازه 16 نفری که در زندان بعد از حادثه سراوان اعدام کردند، تحویل نداده اند. جنازه فرماندهان ما را تحویل نداده اید. شما آه و ناله سربازان و خانواده هایشان را می شنوید ولی آه و ناله خانواده های ما را نمی شنوید

آیا شما هم در باره آه و ناله خانواده های بلوچ احساس مسئولیت نمی کنید. فرزندان شان را شما به این راه دعوت کردید…

ما در مبارزه و مقاومت هستیم، افراد کشته می شوند.

اگر اینطور است، مبارزه می کنند، مقاومت می کنند و احتمالا عقیده دارید که بعدش به بهشت می روند، پس چرا اینقدر گلایه می کنید و از آه و ناله حرف می زنید؟

بله، بهشت می روند ولی نباید رژیم به این جنازه ها بی احترامی کند، اسرائیل این کار را نمی کند با فلسطینی ها. اینها جنازه ها را در کوچه و خیابان می چرخانند، اسید می پاشند روی جنازه ها، در زباله دان ها می اندازند.

آقای عبدالحمید احتمالا مبارز مسلح عضو گروه شما بودند. با انتخاب خودشان وارد شدند برای مبارزه، شما این را افراد را مقایسه می کنید با سربازانی که اجباری به آن منطقه اعزام شده اند. گروگان گیری یک سرباز بیگناه درست است؟

اینهایی که در مرز هستند که هر روز مردم ما را می کشند، کولبرها را می کشند. مردم می روند یک کارتن موز یا نارنگی بیارند و بفروشند، می کشند، همین سربازا، بعد شما صدایتان در نمی آید، همین که جنایت کارها دستگیر می شوند، پدر و مادرشان صدایشان در می آید. دانایی فر، سه سال اینجا بود، آمده بود که حقوقش را زیادتر کنند.

یعنی مثلا ماهی یک میلیون تومان می گرفته، گفته من را بفرستید مناطق مرزی که بشود 2 میلیون تومان؟

بله، آمده بود برای خودش و حالا اینجا جنایت هم می کرد.

این 5 نفری که شما بازداشت کردید، چه عملیاتی انجام داده بودند که دائم شما از آنها به عنوان جنایتکار یاد می کنید؟ مستندی دارید؟

خب، افراد ما هم که دستگیر شده اند با اینکه عملیات مسلحانه نکرده بودند، به جرم اینکه عضو ما بوده و اعدام شان کرده اند. اینها وقتی عضو آن کادر هستند، دشمن هستند.

با چه منطقی می توان گفت یک سربازی که عضو نیروی انتظامی است و ناخواسته حوزه خدمتش آنجا تعیین شده، عضو نظام است.

اینها در آن منطقه آدم می کشند، امروز این سرباز بوده، فردا عوض می شود یک سرباز دیگر می آید، ما چه می دانیم که کدام سرباز کشته است، همه یکی هستند.

یعنی شما بدون تحقیق دستگیر و اعدام می کنید؟

نه، شورای علمای فتوا داده بود درباره اعدام دانایی فر. فرماندهی جیش العدل سوال شرعی پرسید که این فرد مستحق اعدام است، آنها هم گفتند که جایز است. طبق جرائمش کشته شد.

جرمش چی بود؟ مستندی دارید؟

افراد زیادی در طول یک سال از ما کشته شده اند، خب اینها را کی کشته است؟

اینها در مرز بوده اند برای نگهبانی و انجام وظایفی چون جلوگیری از قاچاق انسان، کالا و یا مواد مخدر رفته بودند، مانند همه جای جهان…

ما این مرز را قبول نداریم، همه نیروهای مسلح باید از منطقه سیستان و بلوچستان بیرون بروند. اینها از مرزها حفاظت نمی کنند، جنایت علیه بشریت می کنند. اینها بخشی از سیستمی هستند که جنایت علیه بشریت می کنند. 80 سال است که نیروهای ایران از زمان رضاخان آمده اند، اینها تجاوز کرده اند و اینجا را اشغال کرده اند.

یعنی می گویید از زمان دادشاه، شورش های بلوچستان علیه اشغالگری بوده، اینکه عین تجزیه طلبی و منطق عبدالمالک است که، او هم با این منطق می گفت همه را بکشید

بله، اینجا اشغال شده، ما می خواهیم اینجا فدرال باشد، نیروهای مسلح از سایر استان ها نیایند، بروند بیرون، مردم منطقه خودشان می روند از مرزها حفاظت می کنند.

مردم منطقه را هم که شما تهدید کرده اید نروند عضو شوند..

ببینید ما با نیروهای بسیج جلسه داشتیم و به تفاهم رسیدیم که با ما کار نداشته باشند.

یعنی جیش العدل با سپاه جلسه داشته، داخل ایران؟

بله، در داخل ایران، خودم حضور داشتم.

شما از یک طرف اعلام می گویید سپاه گفته ما هیچ کاری نمی کنیم، اسرا را بکشید، همه تان را می کشیم، بعد خودتان می روید با آنها جلسه می گذارید و تفاهم می کنید درباره در امان ماندن خودتان؟

با بسیج محلی جلسه گذاشتیم.

بسیج محلی وابسته به کیست؟

بله، درست است وابسته به سپاه است ولی فرماندهان سپاه دشمن ما هستند. این بدنه از بلوچ ها هستند و ما تفاهم کردیم که کاری به کار هم نداشته باشیم. گفتیم از اوامر فرماندهان خودتان سرپیچی کنید و به جنگ ما نیایید.

چطور شما در این شرایط با دشمن تان جلسه محرمانه می گذارید؟

ما بسیجیان بلوچ تفاهم کردیم. اینها وابستگی سیستمی به سپاه دارند ولی خواهان جنگ نیستند. ما البته در سپاه نفوذی هم فرستاده ایم.

خب، شما که تفاهم کرده اید آنها با سربازان شما کاری نداشته باشند، شما چرا می روید سراغ 5 نفر که اصلا عضو سپاه هم نبوده اند؟

اینها جنایت می کردند، عضو عادی نبودند.

آقای ریگی، شما فرد مذهبی هستید. آرای مذهبی تان به کدام فقیه اهل سنت نزدیک است؟ مشورت فقهی با این افرادی مثل مولوی عبدالحمید دارید؟

خودمان مجمع فقهی داریم که حکم داده بود دانایی فر اعدام شود. با آقای عبدالحمید اختلاف نظر داریم. اگر حکم فقهی نبود که این فرد کشته نمی شد.

در جریان قتل های زنجیره ای در ایران هم مجریان اعلام کردند که با حکم روحانیونی شبیه مصباح یزدی افراد مهدورالدم تشخیص داده شده و کشته شدند. الان چه فرقی دارید با آنها؟

اینجا فرق دارد. علمای ما دقیق بررسی می کنند و نظر می دهند. مستندات فقهی را به ما اعلام کرده اند. در سوره انفال، حکم اسرای جنگی آمده که می توانید اسیر را بکشید. دو حکم شان هم در سوره محمد بیان شده است. اسیری که موجب ضرر باشد، می توان او را اعدام کرد. پیامبر هم عقبه بن ابی معیط را که اسیر کرده بود، کشت.

آقای دانایی فر چه کرده بود که عقبه زمان شما شدند؟ عقبه قبل از اینکه در جنگ بدر اسیر شود، یک عمر به مبارزه و مخالفت با پیامبر اسلام مشغول بود…

کادر نظامی حکومت در منطقه بودند

بارها پرسیدم که اگر مستندی از شرکت ایشان در عملیات مسلحانه دارید بفرمایید.

خب اگر ما هم دست دانایی فر می افتادیم، کشته می شدیم.

یعنی با این پیش فرض ها او را اعدام کردید. بقیه موارد هم اینطوری تصمیم می گیرید؟

الان این حکم اجرا شده، بحث فایده ای ندارد، شخصا مخالف بودم.

قبلا اعلام کردید رژیم اشتباه کرد، چون یکی از اعضای ما در زندان کشته شد، ما دانایی فر را اعدام کردیم. الان می گویید فتوا داشتید

ما نگفتیم، به طور رسمی نگفتیم. یکی از اعضای ما که برادر یکی از فرماندهان ما صدیق نارویی بود، زیر شکنجه کشته شد، بعد فرماندهان از مجمع فقهی سوال کردیم و آنها گفتند جایز است. یعنی کشته شدن نارویی در زندان در صدور این حکم موثر بود. آنها گفتند که جایز است و فرماندهان هم اجرا کردند.

شما از ابتدا دانایی فر را از سربازان جدا کردید، گویا تصمیم خودتان را از قبل گرفته بودید و ربطی به موضوع نارویی یا مجمع فقهی نداشت؟

نه، ایشان 27 روز با سربازان بودند، تمام تصمیمات با نظر نهایی مجمع فقهی صورت گرفته است.

شما در ابتدای مصاحبه درباره دوران برادرتان گفتید اشتباه شده و تجدیدنظر کرده اید. ممکن است روزگاری درباره همین دوران هم چنین قضاوتی کنید؟

راه کلی ما درستی بود، حالا اشتباهات جزئی کرده ایم.

اینکه می گوید مخالف بودید یعنی اینکه کشتن دانایی فر هم جزو این اشتباهات بود؟

این را مردم می توانند تشخیص دهند که بوده یا نبوده ولی من این را به مصلحت مقاومت منطقه نمی دانستم.

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: