داروفروشي كودكان كنار خيابان گزارشي از وضعيت كودكان كار در سيستان و بلوچستان

5 06 2014

balouch-darouforoshiداروفروشي كودكان كنار خيابان
گزارشي از وضعيت كودكان كار در سيستان و بلوچستان
نويسنده: مينا عيني فر
سوز سرماي زاهدان در زمستان توان ايستادن روي پا را گرفته بود. تاريکي شب باشد و آفتابي هم روي شهر نتابد، ديگر هيچ طور نمي شود بين لباس هاي چندلايه گرم شد. اين پا و آن پا شدن جواب نمي دهد. بايد سوار ماشين شد، بخاري را چند دقيقه اي روشن کرد و بعد دوباره به خيابان زد.

اما آنطرف خيابان در تاريکي شب کودکي جلو مغازه اي در بازار نشسته، ترازويش را روبه رويش گذاشته و بي حرکت منتظر بود تا کسي بيايد، روي ترازويش برود و سکه اي به او بدهد. کتاب درسي اش را هم کنار دستش گذاشته بود که شايد فرصتي براي خواندن آن پيدا کند.
اين يکي از صحنه هايي است که تيم شناسايي جمعيت امام علي (ع) در سيستان و بلوچستان با آن روبه رو شدند. اما همه کودکان کار در سيستان و بلوچستان شانس مدرسه رفتن را ندارند. اين کودکان در شهرهاي مرزي با معضلات متفاوتي روبه رو مي شوند. آنها در نقطه اي به دنيا آمده اند که قاچاقچيان حرفه اي مواد مخدر مشغول کارند و کودکان براي آنها نيروي کار ارزان به حساب مي آيند. تيم شناسايي که بعضي از اين کودکان را در تهران و چند شهر ديگر تحت پوشش گرفته، حالاشناسايي محله هاي پرمعضل در سيستان و بلوچستان را آغاز کرده است. مهيا واحدي عضو تيم شناسايي درباره روند شناسايي وضعيت کودکان کار و محله هاي پرمعضل اين استان به «شرق» مي گويد: «در سيستان و بلوچستان انواع کار کودکان، از کارهاي نسبتا سالم مثل کار در مغازه تا کارهاي آسيب زايي مثل فروش مواد، ديده مي شود. ما با هدف بررسي وضعيت کودکان کار و محلات معضل خيز به اين استان رفتيم. زاهدان را ديديم و اطلاعاتي درباره زابل و چند شهر ديگر هم به دست آورديم. سيستان و بلوچستان استاني مرزي است و با معضل مواد مخدر درگير است، به همين دليل کودکان کار هم در آنجا با مواد سروکار بيشتري دارند. در بعضي روستاهاي مرزي صعب العبور وضعيت اجتماعي به مراتب بدتر است.»
او مشاهدات گروه را اينطور توصيف مي کند: «در هر مغازه اي در بازارهاي اين شهرها مي شود بچه اي را به عنوان فروشنده، پادو يا کارگر ديد. حتي در بازار محلات خوبي که مردم در آنها رفت وآمد دارند هم اين روال کاملاطبيعي است. بنابراين به نظر مي رسد قانون کار در اين شهرها چندان موضوعيتي نداشته باشد. در خيابان هاي زاهدان، مغازه به مغازه مي شود بچه ها را ديد که به شکل پادويي يا دست فروشي مشغول کارند. اين شکل نسبتا سالم کار بچه هاست. در شکل آسيب زاتر آن، مواردي ديديم که بچه ها در خيابان دکه هايي با مقوا درست کرده بودند و قرص هايي مثل ترامادول، ريتالين، روانگردان و آرامبخش هاي قوي مي فروختند. در خيابان و سر چهارراه ها گاهي ماشيني مي آمد، پول را مي داد و بچه قرص را مي فروخت. وقتي پرس وجو کرديم متوجه شديم اغلب بچه هاي کار در زاهدان از محله هاي شيرآباد و کريم آباد هستند. اين دو از محلاتي بودند که بعضي مردم مي ترسيدند از آنها عبور کنند. »
فاضلاب هاي جاري در معابر، سرنگ هاي افتاده در گوشه و کنار و خانه هايي که با دست هاي خالي ساخته شده اند، مي گويد اينجا گوشه اي دورافتاده از زندگي بقيه آدم هاي شهر است. جايي که در نقشه رفت وآمد عادي روزانه حذف شده و به ورودممنوع هاي ذهن مردم شهر اضافه شده. اما کودکان اين محله ها هم بايد زندگي شان را بگذرانند.
واحدي درباره چهره محله هاي پرمعضل زاهدان مي گويد: «ما در تهران تجربه شناسايي در محلاتي مثل دروازه غار، خاک سفيد و دره فرحزاد را داشتيم که همه خوف واردشدن به آنها را داشتند. در زاهدان هم روال به همان ترتيب بود. چهره محله ها هم مشابه همان چيزي بود که در محلات تهراني ديده بوديم. اولين چيزي که در بدو ورود به چشم مي خورد اين است که از هر خانه اي تعداد زيادي بچه در رنج هاي سني مختلف روانه کوچه و خيابان هستند. از طرف ديگر اعتياد هم در اين محله ها يکي از معضلات اصلي است. محلي ها در شيرآباد مي گفتند اينجا مواد مخدر بسيار زياد است و بچه ها هم درگير اعتياد شده اند. در خود محله ، خانه هاي تيمي براي پان و شيشه و کراک وجود دارد. البته خانواده هاي سالم هم در آن ساکن هستند اما به خاطر فقر مالي ناچارند در حاشيه زندگي کنند. در حاشيه زندگي کردن همانا و انتخابي جز اين وضعيت نداشتن هم همانا. واحدي مي گويد وضعيت بهداشت اين محله ها خوب نيست. بچه هاي محروم از تحصيل و فاقد شناسنامه در اين محلات زيادند. بعضي از آنها به مدرسه رفته اند، اما فشار اقتصادي آنها را ناچار به ترک تحصيل کرده تا کار کنند. در محله کريم آباد ابتداي محله مغازه به مغازه بچه هاي کار هستند که زباله و نان خشک جمع مي کنند و در سر درش بچه هاي 10-15 سال جمع مي شوند و مواد مي فروشند. نمونه هاي اين بچه ها را در دروازه غار تهران هم داشتيم که بچه هاي فوق العاده خوبي بودند اما آنجا هيچ چيز ديگري نبود وانتخاب ديگري نداشتند.»
علي قادري يکي ديگر از همراهان تيم شناسايي و ساکن زاهدان در توضيح مشاهداتش از وضعيت کودکان کار به «شرق» مي گويد: «در محله هايي مثل شيرآباد و کريم آباد، مردم عادي ساکن نيز بسيار ناراضي هستند. شدت ناامني بالاست و فقر اجازه پيشرفت به افراد نمي دهد. مثلادخترخانمي را ديديم که با وجود استعداد و علاقه زياد به تحصيل فقط توانسته بود تا ديپلم درس بخواند، اما به دليل فقر فرهنگي خانواده و فقر مادي نتوانسته بود ادامه تحصيل بدهد. او مي گفت قاچاقچي ها در محله به راحتي رفت وآمد مي کنند و ما احساس ناامني مي کنيم. نمونه اين افراد که به خاطر وضعيت محلي و فقر از پيشرفت بازمي مانند زياد است.» او درباره حضور کودکان کار در سطح شهر و خارج از محله هاي پرمعضل مي گويد: «در چند سال اخير تعداد کودکان کار به طور قابل ملاحظه اي افزايش پيدا کرده است. سر بيشتر چهارراه ها بچه ها با اسفند و گل و آدامس مشغول کارند. در کريم آباد بچه هاي 9 تا 13ساله که اغلب نان خشک مي فروشند و زباله جمع آوري مي کنند، بايد ساعت هاي زيادي کار کنند تا براي خانواده هايشان پول در بياورند. البته اکثر آنها به مدرسه مي روند، اما بعد از مقطعي از ادامه تحصيل بازمي مانند.»

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: