اساس سیاست استقلال طلبی بلوچستانءِ راجی زرمبش

کنگره چهارم بلوچستانءِ راجی زرمبش پس از بررسی سیاستهای مبارزاتی برای حل مسئله بلوچ، سیاست استقلال را تنها راه ممکن ارزیابی کرد. این سیاست بر اساس آزادی انسانها و آزاد زیستن استوار است. بلوچستانءِ راجی زرمبش، بلوچ را یک ملت میداند که سرزمینش بلوچستان بر اثر سیاستهای استعماری امپراتوریهای قرون نوزدهم و بیستم بین شاهان مستبد منطقه از جمله قاجاریان تقسیم شده است.

لازم به این فاکت تاریخی هست که در آن زمان کشوری بنام ایران وجود خارجی نداشته است و قاجاریان که ترک نژاد بودند، بخش پهناوری از این مناطق را تحت تسلط داشتند. در آن برهه از تاریخ، هویت غالب و حاکمیت از آن پادشاهان بود، و از هویت ایرانی و ایران خبری نبود.

در قرون نوزدهم و بیستم در بلوچستان نظام متمرکزی وجود نداشت، ولی سلسله احمدزهی بر بسیاری از مناطق مختلف بلوچستان برسم آن زمان حکومت میکرد. بنا بگواهی تاریخ، در هیچ سند تاریخی حقیقی دیده نمیشود که کسی ادعای حاکمیت بر بلوچستان را داشته باشد. علاقه مندان بہ تاریخ میتوانند به اسناد مستقل تاریخی رجوع کنند و به بسیاری از حقایق پی ببرند. بلوچستانءِ راجی زرمبش نیز تلاش خواهد کرد تا در این زمینه به اطلاع رسانی بپردازد.

در ادوار مختلف، بریتانیای استعمارگر همراه با تزارهای استعمارگر روس بر سر دستیابی به آبهای گرم بلوچستان و نیز برای جلوگیری از نفوذ یکدیگر، در مناقشه و نوعی جنگ بودند که به بازی بزرگ یا «گریت گیم» شهرت دارد. بر اثر این سیاست شوم بود که مناطق تحت سلطه قاجاریان و باصطلاح امروزی ایران بعنوان ‘‘بفرـ زون’’ ترسیم و مورد توافق امپراتوری روس و بریتانیا قرار گرفت. کشمکشهای روس و بریتانیا سبب شد تا این ‘‘بفر- زون’’ بلوچستان را هم در برگیرد. اسناد تاریخی در کتابخانه ملی بریتانیا نشان میدهند که، بلوچها با این سیاستها جنگیده اند و تفسیم بلوچستان را به چندین بلوچستان برسمیت نشناخته اند.

با گسترش دامنه ‘‘بفر- زون’’، قاجاریان به بلوچستان حمله بردہ و از مردم بلوچ در بعضی از مناطق برای تامین مخارج لشکریان، بزور مالیات دریافت داشته و قلعه ساخته اند.

با تصرف قلعہ و استحکامات فھرج، ناصریہ(قلعہ پھرہ) و بمپور و متواری ساختن اشغالگران قاجاری بہ پادگان بم، توسط بھرام خان بارانزھی، بلوچستان استقلال مجدد خود را باز یافت. در سال ۱۹۰۷ بھرام خان بارانزھی، قلعہ بمپور، آخرین پایگاہ دفاعی قاجار را در ھم شکست و تحت سلطہ خویش در آورد. در این زمان بھرام خان ‘‘حاکم’’ بلوچستان خواندہ می شد و مقر حکومت خود را از دزک بہ پھرہ انتقال داد. دوست محمد خان بارانزھی کہ جانشین عموی خود بھرام خان بارانزھی شدہ بود، ھمزمان با رضاشاہ در سال ۱۹۲۱ قدرت را در بلوچستان بدست گرفت و خود را ‘‘ شاہ’’ بلوچستان اعلام کرد.

با سرنگونی سلسله قاجاریان، بریتانیا استقرار یک نظام متمرکز را برای این خطه تدارک دید. بریتانیا، رضا میرپنج را برمسند قدرت قرار داد و برا ی مناطق تحت تسلط او، به هویت سازی پرداخت. از این زمان است که نام ایران بر این مناطق نهاده میشود و رضا میرپنج، هم رضاشاه تاجدار میشود. بریتانیا که خواهان استقرار نظامی پرقدرت و متمرکز در آنجا بود، بکمک رضاشاه، شاه ایران میرود تا بخش غربی بلوچستان بتصرف و تحت حاکمیت ایران قرار گیرد. شاه بلوچستان، دوست محمدخان بارانزھی از افغانها کمک طلبید، مسیر کمک رسانی برادران بلوچِ بلوچستان شرقی توسط نیروھای بریتانیا مسدود گردید، برای نخستین بار نیروی ھوایی ایران مورد استفادہ قرار گرفت و بلوچستان از زمین و ھوا مورد حملہ و تجاوز وحشیانہ قرار گرفت. ولی متاسفانه پس از بیش از شش ماہ مقاومتهای شجاعانه، نتوانست در برابر توان برتر نظامی بریتانیا و ایران ایستادگی نماید. سرانجام دوست محمدخان بارانزھی در تهران شھید میشود وبلوچستان پس از بیش از ۲۱ سال استقلال دوبارہ، سال ۱۹۲۸ به اشغال کامل رضاشاه و ایران درمیاید.

بر خلاف انتظار سلطہ گران، با اشغال دوبارہ بلوچستان، ملت بلوچ زانوی غم در بغل نگرفت و سکوت اختیار نکرد؛ مبارزہ برای استقلال و بلوچستان آزاد را بہ شیوہ ھای گوناگون، مسلسل و بلاانقطاع ادامہ داد و پیگیری آن را بہ نسلھای شجاع و برومند امروزی سپردہ است.

در این هشتاد سال از اشغال بلوچستان، رژیمهای پهلوی و جمهوری اسلامی چنان هجوم فرهنگی بر ملت بلوچ برده اند که هویت ملت بلوچ را در خطر جدی قرار داده اند. سیاست اسیمیلاسیون در بلوچستان به آن حد پیش رفته است که بسیاری از روشنفکران بلوچ را به این باور غلط رسانیده که انگار آنها از ازل ایرانی بوده اند!

امروز جمعیت شهری بلوچستان با اجرای پروژههای بزرگ ایرانی سازی، بسرعت در حال تغییر است و بلوچ در سرزمین آباء و اجدادی خویش که مالکیت آن از آنِ اوست، بہ حاشیہ راندہ می شود و بشدت در حال غریبه شدن است.

رژیم در پی اجرای سیاست اسیمیلاسیون و ھویت زدایی، بہ تحقیر فرھنگ ملت بلوچ می پردازد و بہ مردم بلوچ چنین القا می کند کہ فرھنگ آنان بدوی و عقب ماندہ است؛ زبان بلوچی، گویشی بیش نیست کہ توان تولید ھیچ چیز با ارزشی را ندارد، لذا پرداختن بہ آن ابطال وقت است. از طرفی بااین دسایس و نیرنگھا در تلاش است تا روشنفکران و جوانان را در فرھنگ فارسی حل نمودہ و از خود بیگانہ نماید، از سوی دیگر با تشویق بہ مھاجرت ایرانیان بہ بلوچستان، با در اختیار قرار دادن بھترین تسھیلات و فراھم نمودن امکانات فراوان، در صدد اجرای سیاست شوم تغییر ترکیب جمعیت بلوچستان است. بلوچستان سرزمین غنی و توانمندی است که ایران به آن چشم دوخته است و از نظرگاہ حکومتگران شرایط جغرافیایی بلوچستان با گنجهای طبیعی­اش، گلوگاه و نبض اقتصاد ایران، در آینده است.

بلوچستانءِ راجی زرمبش سیاست استقلال را بدلایل ذیل راه حل مسئله بلوچ میداند:

· بلوچ یک ملت است و این حق طبیعی بلوچ است تا آزادانه یعنی تحت حاکمیت بلوچ زندگی بکند.

· در گذشته ای نه چندان دور بلوچستان استقلال داشته و اشغالگران آن را از ملت بلوچ گرفته اند.

· تنها بلوچستان مستقل میتواند هویت ملت بلوچ را تضمین کند.

· هویت ملت بلوچ در چارچوب ایران در خطر جدی است.(حتی نوع حکومت دمکراتیکش این خطر را از بین نخواهد برد.)

· حق تعیین سرنوشت به اشغال بلوچستان توسط ایران مشروعیت میدهد. طرح خواست حق تعیین سرنوشت(بہ آن معنی کہ برای نیروھای بہ اصطلاح دموکرات ایرانی قابل قبول باشد)بمعنی اینست که بلوچ با رضایت خویش، بلوچستان را بخشی از ایران کرده است و میتواند جدا شود. در حالیکه بلوچ جدایی طلب نیست، بلکه استقلال طلب است.

· مرزهای ساختگی پایدار نخواهند ماند.

· در ایران دمکراسی برای ایرانیان است. بلوچ هرگز ایرانی نبوده (از این بگذریم که هویت ایرانی و ایران خود پدیده هایی ساختگی­اند)، و هرگز بعنوان ایرانی در نزد «ایرانیان اصیل که حاکمیت میراث آنها خواهد بود – دیروز بنام شاه، امروز بنام جمهوری اسلامی و فردا بنامی دگر» شناخته نخواهد شد.

· بلوچ در سیاستگذاری ایران بلحاظ قلت جمعیت، نمیتواند تاثیرگذار باشد. هیچ فرمولبندی سیاسی که حاکمیت را برابر و عادلانه تقسیم بنماید، در چشم انداز نیست. از اینرو طرح چنین خواست و فرمولبندی ای واقع بینانه نبوده و جزمصرف مقطعی، کارآیی ندارد.

· تا چارچوب ایران بر بلوچستان سایه انداخته است، مشکلات بلوچ لاینحل باقی خواهند ماند و تنها شدت مشکلات با آمدن سیستمها نوسان پیدا میکند.

· ایرانیانِ اهلِ سیاست وآگاہ به تاریخِ ایران و نیز، آشنا بہ خواستهای قلبی بلوچها، هرگونه عدم تمرکز قدرت را وسیله ای برای چالش کشیدن تمامیت ارضی ایران میدانند. ازاینرو زمینه لازم برای اعتماد سازی بین بلوچ و ایرانیان بوجود نمیاید و تلاشها در این راه بی ثمر میماند.

· منافع بلوچستان با منافع ایران در تضاد است.

· در چارچوب ایران، رابطه ایران با بلوچستان، رابطه اشغالگر و مغلوب باقی میماند.

· بلوچستانءِ راجی زرمبش با اختیار کردن سیاست استقلال، تلاش دارد تا تابوی ایرانی بودن را درهم شکند وخودباوری را گسترش دهد و هویت بلوچی را پاس دارد.

· مبارزین بلوچ و احزاب سیاسی بلوچ را به پذیرش سیاست استقلال بلوچستان متقاعد کند.

· سیاست جهانی را برای طرح استقلال بلوچستان آماده کند.

· بلوچستان خود میتواند بسیار آباد و توانمندتر باشد و بلوچ نیازی به قیم ندارد.

بلوچستان ءِ راجی زرمبش

(جنبش ملی بلوچستان)

۳۱ تیر 1388

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: